مقدمه
گسترش تجارت فرامرزی باعث شده است که روابط تجاری دیگر محدود به مرزهای یک کشور نباشد.
خرید و فروش کالا میان شرکتهای مستقر در کشورهای مختلف، ارائه خدمات بینالمللی، انتقال فناوری، اعطای نمایندگی و توزیع محصولات، سرمایهگذاری مشترک، پیمانکاری پروژههای بینالمللی و حتی انعقاد قراردادهای الکترونیکی، همگی نیازمند تنظیم روابط حقوقی دقیق میان طرفین هستند.
مهمترین ابزار حقوقی برای مدیریت این روابط، قرارداد تجاری بینالمللی است.
قرارداد تجاری بینالمللی را میتوان توافقی دانست که در چارچوب یک فعالیت تجاری، دارای عنصر خارجی و ارتباط معنادار با بیش از یک کشور است. این عنصر خارجی میتواند از محل اقامت یا محل فعالیت طرفین، محل اجرای تعهدات، محل تحویل کالا، محل ارائه خدمات، محل وقوع دارایی یا عوامل دیگر ناشی شود.
در اصول آنسیترال و یونیدروا نیز بر ماهیت فرامرزی قراردادهای تجاری و ضرورت ایجاد قواعد قابل پیشبینی برای چنین روابطی تأکید شده است.
اصول یونیدروا در توضیح مفهوم قرارداد بینالمللی، رویکرد گستردهای دارد و اساساً قراردادهایی را که تمام عناصر مرتبط با آنها به یک کشور محدود نیست، در قلمرو قراردادهای بینالمللی قرار میدهد.
اهمیت قراردادهای بینالمللی تنها به تعیین تعهدات خریدار و فروشنده محدود نمیشود.
در یک قرارداد بینالمللی، پرسشهای مهم دیگری نیز مطرح است؛ برای مثال، کدام قانون بر قرارداد حاکم است؟ در صورت اختلاف، دادگاههای کدام کشور صلاحیت رسیدگی دارند؟ آیا اختلاف باید از طریق داوری حل شود؟ ارز پرداخت چیست؟ ریسک تلف یا خسارت کالا در چه نقطهای از فروشنده به خریدار منتقل میشود؟ مسئولیت طرفین در صورت تأخیر یا عدم اجرای تعهدات چیست؟ تحریمها، محدودیتهای صادرات و واردات، الزامات گمرکی و مقررات ارزی چه تأثیری بر قرارداد دارند؟
وجود همین مسائل سبب شده است که قراردادهای تجاری بینالمللی معمولاً پیچیدهتر از قراردادهای داخلی باشند.
قواعد متحدالشکل مانند کنوانسیون بیع بینالمللی کالا (CISG)، اصول قراردادهای تجاری بینالمللی یونیدروا، اصول لاهه درباره انتخاب قانون در قراردادهای تجاری بینالمللی و همچنین قواعد تجاری مانند Incoterms® 2020 نقش مهمی در افزایش پیشبینیپذیری معاملات فرامرزی دارند.
در این مقاله از اتاق 24 مهمترین انواع قراردادهای تجاری بینالمللی، ویژگیها، کاربردها، ارکان و ملاحظات حقوقی هر یک بررسی میشود.
۱. مفهوم قرارداد تجاری بینالمللی
قرارداد تجاری چیست؟
قرارداد تجاری توافقی است که در ارتباط با فعالیتهای اقتصادی و حرفهای طرفین منعقد میشود. خرید و فروش کالا، ارائه خدمات، توزیع محصولات، نمایندگی تجاری، انتقال فناوری و بسیاری از همکاریهای اقتصادی در این دسته قرار میگیرند.
اصطلاح «تجاری» در حقوق بینالملل خصوصی لزوماً به این معنا نیست که طرف قرارداد حتماً از نظر حقوق داخلی یک «تاجر» باشد؛ بلکه تمرکز اصلی بر این است که قرارداد در چارچوب فعالیت تجاری یا حرفهای منعقد شده باشد.
برای نمونه، اصول یونیدروا با هدف تنظیم قراردادهای تجاری بینالمللی تدوین شدهاند و معاملات مصرفکننده را از قلمرو خود خارج میکنند.
ویژگی بینالمللی بودن قرارداد
بینالمللی بودن قرارداد معمولاً زمانی مطرح میشود که رابطه قراردادی دارای ارتباط با بیش از یک کشور باشد. محل فعالیت طرفین یکی از مهمترین عوامل است، اما تنها عامل نیست.
برای مثال، ممکن است یک شرکت ایرانی با شرکت آلمانی قراردادی منعقد کند و کالا در چین تولید و در امارات تحویل شود. در چنین وضعیتی، قرارداد از جهات مختلف دارای عناصر بینالمللی است.
در اصول لاهه درباره انتخاب قانون، قرارداد زمانی بینالمللی تلقی میشود که طرفین در یک کشور مستقر نباشند یا رابطه و سایر عناصر مرتبط با قرارداد صرفاً به یک کشور محدود نباشد.
۲. مهمترین انواع قراردادهای تجاری بینالمللی
قراردادهای بینالمللی را میتوان بر اساس موضوع و کارکرد اقتصادی آنها به گروههای مختلفی تقسیم کرد. مهمترین آنها عبارتاند از:
- قرارداد بیع بینالمللی کالا
- قرارداد خدمات بینالمللی
- قرارداد نمایندگی تجاری
- قرارداد توزیع بینالمللی
- قرارداد فرانشیز بینالمللی
- قرارداد لیسانس و انتقال فناوری
- قرارداد سرمایهگذاری مشترک
- قرارداد پیمانکاری و پروژههای بینالمللی
- قرارداد حملونقل بینالمللی
- قرارداد تأمین بلندمدت
- قراردادهای تجارت الکترونیکی و قراردادهای الکترونیکی بینالمللی
- قراردادهای همکاری و مشارکت تجاری بینالمللی
هر یک از این قراردادها ساختار و ریسکهای خاص خود را دارد.
۳. قرارداد بیع بینالمللی کالا
مفهوم قرارداد بیع بینالمللی
یکی از مهمترین و رایجترین قراردادهای تجاری بینالمللی، قرارداد فروش یا خرید کالا میان طرفهایی است که در کشورهای مختلف فعالیت میکنند.
در این قرارداد، فروشنده متعهد میشود کالا را مطابق شرایط مورد توافق تحویل دهد و خریدار نیز متعهد به پرداخت قیمت و انجام سایر تعهدات قراردادی میشود.
اهمیت قرارداد بیع بینالمللی به اندازهای است که کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره قراردادهای بیع بینالمللی کالا مصوب ۱۹۸۰ (CISG) بهطور اختصاصی برای ایجاد یک نظام حقوقی متحدالشکل در این حوزه تدوین شده است.
این کنوانسیون در سال ۱۹۸۰ تصویب و از اول ژانویه ۱۹۸۸ لازمالاجرا شد.
CISG عمدتاً قراردادهای فروش کالا میان بنگاههای تجاری را پوشش میدهد و فروش مصرفکننده و قراردادهای صرفاً مربوط به خدمات را در قلمرو خود قرار نمیدهد.
همچنین موضوعاتی مانند اعتبار قرارداد و آثار مالکیتی قرارداد در کالا در برخی موارد خارج از قلمرو کنوانسیون باقی میمانند.
مهمترین شروط قرارداد بیع بینالمللی
یک قرارداد بیع بینالمللی دقیق معمولاً باید مواردی مانند موارد زیر را مشخص کند:
- مشخصات کامل فروشنده و خریدار
- موضوع و مشخصات فنی کالا
- مقدار کالا
- کیفیت و استانداردهای مورد انتظار
- قیمت
- ارز قرارداد
- شیوه پرداخت
- زمان و محل تحویل
- شرایط حمل
- اسناد مورد نیاز
- بازرسی کالا
- بیمه
- انتقال ریسک
- ضمانتها
- مسئولیت ناشی از عدم انطباق کالا
- فورسماژور
- قانون حاکم
- شیوه حل اختلاف
- شرایط فسخ یا خاتمه قرارداد
اتاق بازرگانی بینالمللی نیز در مدل قرارداد فروش بینالمللی خود بر ضرورت وجود یک قرارداد دقیق و جزئی برای معاملات بینالمللی تأکید کرده و مدل خود را برای فروش و خرید کالا طراحی کرده است.

۴. نقش اینکوترمز( Incoterms) در قراردادهای بینالمللی
یکی از مهمترین مفاهیمی که در قراردادهای فروش بینالمللی مورد استفاده قرار میگیرد، ® Incoterms است.
Incoterms مجموعهای از قواعد استاندارد تجاری است که توسط اتاق بازرگانی بینالمللی تدوین شده است.
نسخه فعلی این قواعد، Incoterms® 2020 است که از اول ژانویه ۲۰۲۰ لازمالاجرا شده است. این قواعد شامل ۱۱ اصطلاح سهحرفی تجاری هستند.
برای مثال اصطلاحاتی مانند EXW، FOB، CIF و DAP برای تعیین برخی مسئولیتهای مرتبط با تحویل کالا مورد استفاده قرار میگیرند.
Incoterms عمدتاً سه موضوع مهم را مشخص میکند:
الف) تعهدات طرفین
مشخص میشود کدام طرف مسئول ترتیب دادن حمل، تهیه اسناد حمل، اخذ برخی مجوزها یا انجام وظایف مرتبط با تحویل است.
ب) انتقال ریسک
مشخص میشود ریسک کالا در چه نقطهای از فروشنده به خریدار منتقل میشود.
ج) هزینهها
تعیین میشود هزینههای مختلف مرتبط با حمل، تحویل، بستهبندی، بارگیری و برخی اقدامات مرتبط بر عهده کدام طرف قرار دارد.
نکته بسیار مهم این است که Incoterms جایگزین قرارداد فروش نیست. این قواعد صرفاً بخش مشخصی از رابطه فروشنده و خریدار را تنظیم میکنند و موضوعاتی مانند انتقال مالکیت، قیمت، شیوه حل اختلاف یا بسیاری از ضمانتهای قراردادی را بهطور جامع تنظیم نمیکنند.
بنابراین درج عبارتی مانند «CIF» یا «DAP» بدون تعیین نسخه و محل دقیق موردنظر میتواند موجب ابهام شود.
بهتر است در قرارداد، اصطلاح مورد استفاده همراه با نسخه قواعد و محل یا بندر مشخص درج شود؛ برای مثال: «DAP [محل مشخص] – Incoterms® 2020».
۵. قرارداد خدمات بینالمللی
تمام معاملات بینالمللی مربوط به کالا نیستند. بخش قابل توجهی از تجارت جهانی به ارائه خدمات اختصاص دارد.
قرارداد خدمات بینالمللی زمانی مطرح میشود که ارائهدهنده و دریافتکننده خدمت در کشورهای مختلف باشند یا اجرای خدمت دارای عنصر بینالمللی باشد.
از جمله خدمات قابل ارائه در این قالب میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
- خدمات مشاوره
- خدمات مهندسی
- خدمات فناوری اطلاعات
- خدمات نرمافزاری
- خدمات بازاریابی
- خدمات مالی
- خدمات فنی
- خدمات مدیریت
- خدمات طراحی
- خدمات تحقیق و توسعه
در قرارداد خدمات، برخلاف قرارداد فروش کالا، موضوع اصلی معمولاً «نتیجه یا فعالیت خدماتی» است. بنابراین قرارداد باید با دقت مشخص کند که ارائهدهنده دقیقاً چه خدماتی را، در چه بازه زمانی، با چه استانداردی و در قبال چه مبلغی ارائه میکند.
یکی از مهمترین مشکلات قراردادهای خدمات بینالمللی، تعیین دقیق محدوده خدمات است. اگر این موضوع بهصورت کلی بیان شود، احتمال اختلاف درباره اینکه ارائهدهنده دقیقاً چه تعهداتی داشته افزایش پیدا میکند.
۶. قرارداد نمایندگی تجاری بینالمللی
در بسیاری از موارد، یک شرکت برای ورود به بازار کشور دیگر تمایل ندارد مستقیماً اقدام کند. در چنین شرایطی ممکن است از نماینده تجاری استفاده کند.
در قرارداد نمایندگی، نماینده معمولاً برای بازاریابی، معرفی مشتریان، مذاکره یا انجام فعالیتهای تجاری از طرف اصیل فعالیت میکند؛ دامنه اختیار نماینده باید بهطور دقیق در قرارداد مشخص شود.
- مهمترین موضوعات قرارداد نمایندگی
- قلمرو جغرافیایی نمایندگی
- محصولات یا خدمات موضوع نمایندگی
- انحصاری یا غیرانحصاری بودن نمایندگی
- حدود اختیار نماینده
- نحوه محاسبه کمیسیون
- زمان پرداخت کمیسیون
- هزینههای بازاریابی
- تعهدات نماینده
- تعهدات اصیل
- محرمانگی
- مالکیت فکری
- مدت قرارداد
- شرایط خاتمه
- آثار خاتمه قرارداد
یکی از مهمترین نکات این است که نمایندگی تجاری با توزیع تجاری یکسان نیست. در نمایندگی، نماینده ممکن است در چارچوب اختیارات خود برای اصیل فعالیت کند؛ اما در قرارداد توزیع، توزیعکننده معمولاً کالا را برای فروش مجدد خریداری میکند و ساختار اقتصادی رابطه متفاوت است.
۷. قرارداد توزیع بینالمللی
قرارداد توزیع یکی دیگر از ابزارهای مهم ورود شرکتها به بازار خارجی است.
در این قرارداد، تولیدکننده یا تأمینکننده، محصولات خود را برای توزیع و فروش در یک منطقه مشخص در اختیار توزیعکننده قرار میدهد.
توزیعکننده معمولاً به نام و حساب خود کالا را خریداری و در بازار هدف عرضه میکند.
توزیع انحصاری و غیرانحصاری
توزیع میتواند انحصاری یا غیرانحصاری باشد.
در توزیع انحصاری، فروشنده ممکن است متعهد شود در قلمرو مشخص، محصولات را تنها از طریق توزیعکننده تعیینشده عرضه کند.
در توزیع غیرانحصاری، فروشنده میتواند از چند توزیعکننده استفاده کند.
شروط مهم
قرارداد توزیع باید مواردی مانند قلمرو جغرافیایی، محصولات، حداقل خرید، قیمت، شرایط تحویل، اهداف فروش، تبلیغات، مالکیت علائم تجاری، خدمات پس از فروش، مدت قرارداد و شرایط خاتمه را روشن کند.
یکی از مهمترین ریسکها، ابهام در انحصار است. برای مثال، باید مشخص شود آیا انحصار شامل فروش مستقیم تولیدکننده به مشتریان بزرگ است یا خیر و آیا فروش اینترنتی نیز مشمول قلمرو انحصاری میشود یا خیر.

قرارداد فرانشیز بینالمللی
فرانشیز یا Franchise یکی از روشهای توسعه کسبوکار در بازارهای خارجی است.
در این مدل، صاحب کسبوکار یا برند، تحت شرایط مشخص، اجازه استفاده از نظام تجاری، علامت تجاری، دانش عملیاتی و سایر عناصر مرتبط با کسبوکار خود را به طرف دیگر اعطا میکند.
قرارداد فرانشیز معمولاً دارای مجموعهای از تعهدات متقابل است.
تعهدات فرانشیزدهنده
ممکن است شامل موارد زیر باشد:
- اجازه استفاده از علامت تجاری
- ارائه آموزش
- انتقال دانش عملیاتی
- ارائه دستورالعملهای تجاری
- پشتیبانی بازاریابی
- نظارت بر استانداردهای برند
تعهدات فرانشیزگیرنده
از جمله:
- پرداخت حق فرانشیز
- رعایت استانداردهای برند
- حفظ محرمانگی
- استفاده صحیح از علائم تجاری
- رعایت دستورالعملهای عملیاتی
- ارائه گزارشهای لازم
در قراردادهای فرانشیز بینالمللی، قوانین کشور مقصد درباره رقابت، مالکیت فکری، حمایت از مصرفکننده، مالیات و الزامات ثبت یا مجوز نیز میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
۹. قرارداد لیسانس و انتقال فناوری
قرارداد لیسانس یا مجوز بهرهبرداری زمانی کاربرد دارد که صاحب یک حق فکری، فناوری یا دانش فنی، اجازه استفاده از آن را به طرف دیگر میدهد.
موضوع قرارداد میتواند شامل مواردی مانند:
- اختراع
- علامت تجاری
- نرمافزار
- فناوری
- دانش فنی
- طرح صنعتی
- فرمول یا فرآیند تولید
باشد.
مهمترین شروط قرارداد لیسانس
یکی از مهمترین مسائل در این قرارداد، تعیین دقیق دامنه مجوز است.
برای مثال باید مشخص شود:
- مجوز برای کدام کشورهاست؟
- مدت مجوز چقدر است؟
- انحصاری است یا غیرانحصاری؟
- آیا مجوز قابل انتقال به شخص ثالث است؟
- آیا دارنده مجوز حق اعطای زیرمجوز دارد؟
- حقالامتیاز چگونه محاسبه میشود؟
- چه استانداردهایی باید رعایت شود؟
- پس از پایان قرارداد، تکلیف فناوری یا اطلاعات محرمانه چیست؟
اگر این مسائل بهصورت دقیق تنظیم نشود، احتمال اختلاف درباره محدوده حقوق اعطاشده افزایش پیدا میکند.
۱۰. قرارداد انتقال فناوری
انتقال فناوری از قرارداد لیسانس گستردهتر است و میتواند مجموعهای از دانش فنی، آموزش، تجهیزات، اسناد فنی و روشهای تولید را دربرگیرد.
در پروژههای صنعتی و تولیدی، قرارداد انتقال فناوری ممکن است در کنار قراردادهای دیگری مانند فروش تجهیزات، خدمات مهندسی و آموزش منعقد شود.
بنابراین در پروژههای پیچیده باید ارتباط میان قراردادهای مختلف مشخص شود. برای مثال، اگر تحویل تجهیزات منوط به آموزش کارکنان باشد، باید معلوم شود تأخیر در آموزش چه اثری بر تعهدات مربوط به راهاندازی پروژه دارد.
۱۱. قرارداد سرمایهگذاری مشترک بینالمللی
Joint Venture یا سرمایهگذاری مشترک یکی از روشهای همکاری اقتصادی میان شرکتها یا سرمایهگذاران کشورهای مختلف است.
در این ساختار، طرفین برای اجرای یک فعالیت اقتصادی مشترک منابع خود را ترکیب میکنند. این منابع ممکن است شامل سرمایه، فناوری، دانش مدیریتی، شبکه توزیع یا سایر امکانات باشد.
سرمایهگذاری مشترک ممکن است در قالب یک شرکت جدید یا بر اساس ترتیبات قراردادی انجام شود.
مهمترین موضوعات قرارداد سرمایهگذاری مشترک
- میزان سرمایهگذاری هر طرف
- سهم هر طرف
- نحوه مدیریت
- حق رأی
- نحوه تقسیم سود
- تأمین مالی
- مالکیت داراییها
- انتقال سهام یا منافع
- محدودیت انتقال
- عدم رقابت
- محرمانگی
- مالکیت فکری
- حل بنبست مدیریتی
- خروج یکی از شرکا
- انحلال
- حل اختلاف
در این نوع قراردادها، مسئله Deadlock یا بنبست تصمیمگیری اهمیت ویژهای دارد. قرارداد باید پیشبینی کند اگر شرکا در موضوعی اساسی به توافق نرسیدند، چه سازوکاری برای حل اختلاف یا خروج از بنبست وجود خواهد داشت.
۱۲. قراردادهای پیمانکاری بینالمللی
پروژههای ساختوساز، انرژی، زیرساخت، صنعتی و مهندسی ممکن است در قالب قراردادهای پیمانکاری بینالمللی اجرا شوند.
در این قراردادها معمولاً یک کارفرما اجرای پروژه را به پیمانکار واگذار میکند.
از جمله موضوعات مهم عبارتاند از:
- شرح دقیق کار
- مشخصات فنی
- برنامه زمانی
- مبلغ قرارداد
- نحوه پرداخت
- تغییرات کار
- تأخیر
- خسارت تأخیر
- تضمینها
- بیمه
- مسئولیتها
- ایمنی
- فورسماژور
- تغییر شرایط اقتصادی
- بازرسی
- تحویل موقت و قطعی
- قانون حاکم
- حل اختلاف
در پروژههای بزرگ، قرارداد ممکن است با مجموعهای از قراردادهای فرعی، تأمین کالا، حملونقل، بیمه و تأمین مالی مرتبط باشد. بنابراین هماهنگی اسناد قراردادی اهمیت زیادی دارد.

۱۳. قرارداد حملونقل بینالمللی
انتقال کالا از کشور فروشنده به کشور خریدار معمولاً نیازمند قرارداد یا قراردادهای حملونقل است.
حمل ممکن است از طریق:
- دریا
- هوا
- جاده
- راهآهن
- یا ترکیبی از چند شیوه
انجام شود.
قرارداد حملونقل باید مسئولیتهای طرفین، اسناد، کرایه، زمان حمل، تحویل کالا و مسئولیت خسارت یا فقدان کالا را با توجه به مقررات قابل اعمال مشخص کند.
در اینجا باید میان قرارداد فروش و قرارداد حمل تفاوت گذاشت.
Incoterms نیز همین تمایز را حفظ میکند و برخی مسئولیتهای فروشنده و خریدار در رابطه با حمل را مشخص میسازد، اما جای قرارداد حمل را نمیگیرد.
قواعد ICC بهطور مشخص توضیح میدهند که Incoterms بخشی از وظایف، ریسکها و هزینههای رابطه فروشنده و خریدار را تنظیم میکند.
۱۴. قراردادهای تأمین بلندمدت
در بسیاری از صنایع، خرید و فروش در قالب یک معامله منفرد انجام نمیشود؛ بلکه طرفین برای تأمین کالا یا خدمات در یک دوره چندماهه یا چندساله قرارداد منعقد میکنند.
قراردادهای بلندمدت در حوزههایی مانند:
- مواد اولیه
- انرژی
- قطعات صنعتی
- محصولات کشاورزی
- تجهیزات
- خدمات فنی
کاربرد دارند.
ویژگی مهم این قراردادها، تغییر شرایط در طول زمان است. قیمتها، هزینه حمل، نرخ ارز، مقررات دولتی و شرایط بازار ممکن است تغییر کند.
به همین دلیل، درج شروط مربوط به Hardship یا دشواری اقتصادی، سازوکار تعدیل قیمت، بازنگری دورهای و شرایط خاتمه اهمیت ویژهای دارد.
اصول یونیدروا نیز در نسخه ۲۰۱۶ خود توجه بیشتری به نیازهای قراردادهای بلندمدت داشته و در فرآیند بازنگری این اصول، موضوع قراردادهای بلندمدت مورد بررسی قرار گرفته است.
۱۵. قراردادهای الکترونیکی بینالمللی
رشد تجارت دیجیتال موجب شده است که قراردادهای بینالمللی بدون استفاده از اسناد کاغذی نیز منعقد شوند.
قرارداد ممکن است از طریق:
- ایمیل
- سامانههای تجارت الکترونیکی
- پلتفرمهای آنلاین
- امضای الکترونیکی
- تبادل دادههای الکترونیکی
منعقد یا اجرا شود.
در این زمینه، کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره استفاده از ارتباطات الکترونیکی در قراردادهای بینالمللی مصوب ۲۰۰۵ با هدف تسهیل استفاده از ارتباطات الکترونیکی در تجارت بینالمللی ایجاد شده است.
هدف کنوانسیون این است که قراردادها و ارتباطات الکترونیکی، در شرایط مقرر، از حیث اعتبار و قابلیت اجرا با ارتباطات کاغذی سنتی با مانع ناموجه مواجه نشوند.
در قراردادهای الکترونیکی بینالمللی، احراز هویت طرفین، زمان انعقاد قرارداد، اعتبار امضای الکترونیکی، سوابق ارتباطات و تعیین قانون حاکم اهمیت زیادی دارد.
۱۶. قانون حاکم بر قرارداد تجاری بینالمللی
یکی از مهمترین بخشهای هر قرارداد بینالمللی، تعیین قانون حاکم است.
فرض کنیم یک شرکت در کشور «الف» و شرکت دیگری در کشور «ب» قراردادی منعقد کنند و کالا در کشور «ج» تحویل شود. اگر اختلافی رخ دهد، این پرسش مطرح میشود که قوانین کدام کشور باید قرارداد را تنظیم کنند؟
طرفین میتوانند در بسیاری از نظامهای حقوقی، با رعایت محدودیتهای قانونی، درباره قانون حاکم توافق کنند.
اصول لاهه درباره انتخاب قانون نیز با هدف تقویت اصل آزادی طرفین در انتخاب قانون حاکم تدوین شدهاند و انتخاب قانون را عامل مهمی برای افزایش پیشبینیپذیری و اطمینان حقوقی در تجارت فرامرزی میدانند.
با این حال، انتخاب قانون حاکم مطلق نیست. قواعد آمره، مقررات نظم عمومی، مقررات تحریمی، قوانین رقابت و برخی مقررات حمایتی ممکن است مستقل از توافق طرفین اعمال شوند.
۱۷. نقش اصول یونیدروا در قراردادهای تجاری بینالمللی
اصول قراردادهای تجاری بینالمللی یونیدروا (UNIDROIT Principles of International Commercial Contracts) مجموعهای از قواعد عمومی برای قراردادهای تجاری بینالمللی است.
نسخه ۲۰۱۶ این اصول شامل ۲۱۱ ماده در ۱۱ فصل است و موضوعاتی مانند قواعد عمومی، انعقاد قرارداد، اعتبار، تفسیر، محتوا، حقوق اشخاص ثالث، اجرای تعهدات، عدم اجرا، انتقال حقوق و تعهدات و محدودیت زمانی را پوشش میدهد.
اصول یونیدروا یک قانون ملی یا کنوانسیون الزامآور برای همه کشورها نیست.
اهمیت آن در این است که میتواند در شرایط مختلف، از جمله با توافق طرفین، بهعنوان مجموعه قواعد قراردادی مورد استفاده قرار گیرد و همچنین برای تفسیر یا تکمیل برخی مقررات مورد استناد واقع شود.
این اصول در کنار CISG و اصول لاهه بخشی از مجموعه ابزارهای مهم برای ایجاد چارچوب قابل پیشبینیتر در تجارت بینالمللی محسوب میشوند.

۱۸. حل اختلاف در قراردادهای بینالمللی
یکی از مهمترین تصمیمات در هنگام تنظیم قرارداد بینالمللی، انتخاب شیوه حل اختلاف است.
سه روش اصلی عبارتاند از:
دادگاههای دولتی
طرفین میتوانند توافق کنند که اختلاف در دادگاه کشور مشخصی رسیدگی شود.
در این حالت، باید موضوع صلاحیت دادگاه و قابلیت شناسایی و اجرای رأی در کشور دیگر مورد توجه قرار گیرد.
داوری بینالمللی
داوری یکی از شیوههای مهم حل اختلاف در تجارت بینالمللی است.
شرط داوری باید با دقت تنظیم شود و بهتر است مواردی مانند:
- نهاد داوری
- مقر داوری
- تعداد داوران
- زبان داوری
- قانون حاکم
- نحوه تعیین داور
مشخص شود.
روشهای جایگزین حل اختلاف
مذاکره، میانجیگری و سایر روشهای سازشی نیز میتوانند پیش از ورود اختلاف به مرحله قضایی یا داوری مورد استفاده قرار گیرند.
گاهی قرارداد یک فرآیند چندمرحلهای تعیین میکند؛ برای مثال، ابتدا مذاکره مدیران، سپس میانجیگری و در نهایت داوری.
۱۹. شروط مهم در قراردادهای تجاری بینالمللی
صرف انتخاب نوع قرارداد برای مدیریت ریسک کافی نیست. نحوه تنظیم شروط قراردادی نیز اهمیت اساسی دارد.
شرط قانون حاکم
این شرط مشخص میکند چه نظام حقوقی بر قرارداد حاکم باشد.
شرط حل اختلاف
باید مرجع و روش حل اختلاف مشخص شود.
شرط فورسماژور
فورسماژور برای تعیین آثار حوادثی که خارج از کنترل طرفین هستند اهمیت دارد.
در قرارداد باید تا حد امکان مشخص شود چه رویدادهایی مشمول شرط هستند، طرف متأثر چه تکلیفی برای اطلاعرسانی دارد و در صورت استمرار حادثه، قرارداد چه سرنوشتی پیدا میکند.
شرط Hardship
Hardship با فورسماژور یکسان نیست. در دشواری اقتصادی، ممکن است اجرای قرارداد همچنان ممکن باشد، اما شرایط بهشدت تغییر کرده و تعادل اقتصادی قرارداد مختل شده باشد.
در قراردادهای بلندمدت، چنین شرطی میتواند برای مذاکره مجدد یا سازوکار تعدیل پیشبینی شود.
شرط محرمانگی
در قراردادهایی که اطلاعات تجاری، فنی یا مالی ردوبدل میشود، محرمانگی اهمیت زیادی دارد.
مالکیت فکری
اگر قرارداد با فناوری، نرمافزار، علامت تجاری، طراحی یا دانش فنی مرتبط باشد، وضعیت مالکیت فکری باید بهطور دقیق مشخص شود.
محدودیت مسئولیت
طرفین ممکن است درباره سقف یا نوع مسئولیت قراردادی توافق کنند؛ البته اعتبار چنین شروطی به قانون حاکم و قواعد آمره قابل اعمال بستگی دارد.
۲۰. تفاوت قرارداد بینالمللی با قرارداد داخلی
مهمترین تفاوت این دو نوع قرارداد در وجود عنصر خارجی و در نتیجه، تعدد نظامهای حقوقی بالقوه قابل اعمال است.
در قرارداد داخلی، معمولاً طرفین، محل اجرا و قانون حاکم به یک کشور مربوط هستند. اما در قرارداد بینالمللی، احتمال ارتباط قرارداد با چند کشور وجود دارد.
به همین دلیل، در قرارداد بینالمللی باید موضوعات بیشتری مورد توجه قرار گیرد:
- قانون حاکم
- صلاحیت قضایی
- داوری
- ارز
- انتقال پول
- مقررات صادرات و واردات
- گمرک
- مالیات
- تحریمها و محدودیتهای تجاری
- زبان قرارداد
- تفاوت نظامهای حقوقی
- اجرای رأی یا حکم در کشور دیگر
بنابراین تنظیم قرارداد بینالمللی صرفاً ترجمه یک قرارداد داخلی به زبان خارجی نیست؛ بلکه نیازمند توجه همزمان به ساختار معامله و محیط حقوقی کشورهای مرتبط با آن است.
۲۱. اهمیت زبان قرارداد
زبان قرارداد از مسائل مهم در قراردادهای بینالمللی است.
اگر قرارداد به دو یا چند زبان تنظیم شود، باید مشخص شود در صورت تعارض نسخهها، کدام نسخه معتبر است.
برای مثال، ممکن است قرارداد به زبان فارسی و انگلیسی تنظیم شود. در چنین شرایطی، درج یک بند روشن درباره زبان حاکم میتواند از اختلافات تفسیری جلوگیری کند.
همچنین باید توجه داشت که ترجمه اصطلاحات حقوقی همیشه معادل دقیق مفهوم حقوقی آنها در نظام دیگر نیست. بنابراین ترجمه قراردادهای تخصصی باید با دقت حقوقی انجام شود.
۲۲. ارز و شیوه پرداخت
پرداخت در قراردادهای بینالمللی معمولاً با ارزی غیر از پول رایج یکی از طرفین انجام میشود.
قرارداد باید درباره موارد زیر شفاف باشد:
- ارز پرداخت
- مبلغ
- زمان پرداخت
- حساب مقصد
- هزینههای بانکی
- شرایط پرداخت مرحلهای
- اسناد لازم برای پرداخت
- آثار تأخیر در پرداخت
- ریسک تغییرات ارزی
در معاملات بینالمللی، روش پرداخت ممکن است نقش مهمی در مدیریت ریسک داشته باشد و باید با ساختار معامله، اعتبار طرفین و مقررات مالی کشورهای مربوط هماهنگ شود.

۲۳. تحریمها و محدودیتهای تجاری
در معاملات بینالمللی، تحریمها و محدودیتهای تجاری میتوانند بر اجرای قرارداد اثر بگذارند.
بنابراین در قراردادهایی که طرفین یا کالا و خدمات آنها در معرض مقررات تحریمی یا محدودیتهای صادرات و واردات قرار دارند، بررسی وضعیت قانونی معامله ضروری است.
قراردادهای جدید ICC نیز توجه ویژهای به ضرورت بررسی تحریمها و محدودیتهای تجاری دارند و این موضوع را در ساختار مدل قرارداد فروش بینالمللی خود مورد توجه قرار دادهاند.
البته شرط قراردادی مربوط به تحریمها بهتنهایی نمیتواند تمام مسائل حقوق عمومی و مقررات آمره را حل کند. پیش از انعقاد قرارداد باید قوانین کشورها و مقررات مرتبط با معامله بررسی شود.
۲۴. اشتباهات رایج در تنظیم قراردادهای بینالمللی
یکی از مهمترین اشتباهات، استفاده از یک نمونه قرارداد بدون تطبیق آن با معامله واقعی است.
از دیگر اشتباهات میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
۱. مشخص نکردن قانون حاکم
این مسئله میتواند در زمان اختلاف مشکلات جدی ایجاد کند.
۲. استفاده نادرست از Incoterms
نوشتن یک اصطلاح تجاری بدون مشخص کردن نسخه و محل مربوط میتواند باعث ابهام شود.
۳. مشخص نکردن روش حل اختلاف
عبارات کلی مانند «اختلاف از طریق مراجع قانونی حل خواهد شد» در یک قرارداد بینالمللی ممکن است برای تعیین مرجع صالح کافی نباشد.
۴. بیتوجهی به زبان قرارداد
در قراردادهای چندزبانه، نبودن بند زبان حاکم میتواند اختلاف تفسیری ایجاد کند.
۵. بیتوجهی به شرایط تغییر اوضاع
در قراردادهای بلندمدت، نبود سازوکار مناسب برای تغییر قیمت یا شرایط اقتصادی میتواند ریسک زیادی ایجاد کند.
۶. تعریف مبهم موضوع قرارداد
در قراردادهای فروش و خدمات، موضوع باید تا حد امکان دقیق، قابل اندازهگیری و قابل اثبات باشد.
۷. بیتوجهی به مالکیت فکری
در قراردادهای فناوری و خدمات فنی، وضعیت مالکیت دستاوردهای ایجادشده باید از ابتدا مشخص شود.
۲۵. اصول تنظیم یک قرارداد تجاری بینالمللی مناسب
یک قرارداد خوب باید علاوه بر بیان تعهدات، بتواند ریسکهای احتمالی معامله را نیز مدیریت کند.
برای این منظور، بهتر است فرایند تنظیم قرارداد شامل مراحل زیر باشد:
مرحله اول: شناخت دقیق معامله
قبل از تنظیم قرارداد باید مشخص شود معامله دقیقاً چیست، چه طرفهایی دارد، کالا یا خدمت چیست و در چه کشورهایی اجرا میشود.
مرحله دوم: شناسایی ریسکها
ریسکهای حقوقی، مالی، ارزی، حملونقل، سیاسی، عملیاتی و تجاری باید شناسایی شوند.
مرحله سوم: انتخاب ساختار قراردادی
باید مشخص شود قرارداد فروش، خدمات، نمایندگی، توزیع، لیسانس، سرمایهگذاری مشترک یا ترکیبی از چند قرارداد است.
مرحله چهارم: انتخاب قانون حاکم
انتخاب قانون باید با توجه به ماهیت معامله و کشورهای مرتبط انجام شود.
مرحله پنجم: تعیین شیوه حل اختلاف
دادگاه یا داوری و جزئیات مربوط به آن باید بهصورت روشن تعیین شود.
مرحله ششم: تنظیم شروط عملیاتی
موضوعاتی مانند قیمت، پرداخت، تحویل، تضمین، مسئولیت، فورسماژور و خاتمه باید دقیق تنظیم شوند.
مرحله هفتم: بررسی مقررات آمره
قانون حاکم تنها موضوع حقوقی قابل بررسی نیست؛ مقررات آمره کشورهای مرتبط نیز باید بررسی شود.
مرحله هشتم: بررسی نهایی و مذاکره
در پایان، قرارداد باید از منظر حقوقی، تجاری و عملیاتی بررسی شود تا تعهداتی که شرکت توان اجرای آنها را ندارد، در متن باقی نماند.
۲۶. ارتباط میان قراردادهای مختلف در یک معامله بینالمللی
در معاملات بزرگ، معمولاً تنها یک قرارداد وجود ندارد.
برای مثال، یک شرکت ممکن است برای خرید یک دستگاه صنعتی، قراردادهای زیر را داشته باشد:
- قرارداد خرید تجهیزات
- قرارداد حمل
- قرارداد بیمه
- قرارداد نصب
- قرارداد آموزش
- قرارداد خدمات پس از فروش
- قرارداد انتقال فناوری
این قراردادها به یکدیگر مرتبط هستند.
اگر یکی از آنها دچار مشکل شود، ممکن است بر اجرای قراردادهای دیگر نیز اثر بگذارد. بنابراین در پروژههای بزرگ، تنظیم یک ساختار قراردادی منسجم اهمیت زیادی دارد.
۲۷. جایگاه قراردادهای نمونه بینالمللی
استفاده از قراردادهای نمونه میتواند زمان و هزینه تنظیم قرارداد را کاهش دهد؛ اما قرارداد نمونه نباید بدون بررسی حقوقی و تجاری مورد استفاده قرار گیرد.
اتاق بازرگانی بینالمللی مدلهای مختلف قراردادی ارائه کرده است. برای مثال، مدل قرارداد فروش بینالمللی ICC شامل شرایط اختصاصی و شرایط عمومی است و برای معاملات فروش بینالمللی طراحی شده است.
این مدل با Incoterms® 2020 هماهنگ شده و برای معاملاتی که CISG بر آنها اعمال میشود نیز طراحی شده است.
مزیت قرارداد نمونه این است که بسیاری از موضوعات مهم از قبل شناسایی شدهاند؛ اما معامله واقعی ممکن است شرایطی داشته باشد که در مدل عمومی پیشبینی نشده باشد.
بنابراین قرارداد نمونه باید نقطه شروع مذاکره و تنظیم قرارداد باشد، نه جایگزین بررسی تخصصی.
۲۸. اسناد و قواعد مهم در حقوق قراردادهای تجاری بینالمللی
برای درک بهتر قراردادهای بینالمللی، چند سند و مجموعه قواعد اهمیت ویژه دارند.
کنوانسیون بیع بینالمللی کالا (CISG)
این کنوانسیون برای ایجاد نظام متحدالشکل در قراردادهای فروش بینالمللی کالا تدوین شده است و موضوعاتی مانند انعقاد قرارداد، تعهدات فروشنده و خریدار و ضمانتاجراهای ناشی از عدم اجرا را پوشش میدهد.
اصول یونیدروا
این اصول مجموعه قواعد عمومی مربوط به قراردادهای تجاری بینالمللی هستند و میتوانند با توافق طرفین یا در نقش تفسیری و تکمیلی مورد استفاده قرار گیرند.
اصول لاهه درباره انتخاب قانون
این اصول به موضوع انتخاب قانون حاکم بر قراردادهای تجاری بینالمللی میپردازند و اصل حاکمیت اراده طرفین را در این زمینه مورد تأکید قرار میدهند.
Incoterms® 2020
این قواعد برای تعیین برخی مسئولیتها، ریسکها و هزینههای مرتبط با تحویل کالا در قراردادهای فروش مورد استفاده قرار میگیرند.
کنوانسیون ارتباطات الکترونیکی
این سند برای تسهیل استفاده از ارتباطات الکترونیکی در انعقاد و اجرای قراردادهای بینالمللی تدوین شده است.
۲۹. قرارداد تجاری بینالمللی و اصل پیشبینیپذیری
یکی از مهمترین اهداف حقوق تجارت بینالمللی، افزایش پیشبینیپذیری روابط تجاری است.
شرکتی که قصد دارد در کشور دیگری سرمایهگذاری یا تجارت کند باید بتواند تا حد امکان بداند:
- چه تعهداتی دارد؟
- چه حقوقی دارد؟
- در صورت نقض قرارداد چه راهکاری دارد؟
- اختلاف کجا رسیدگی میشود؟
- چه قانونی اعمال خواهد شد؟
- ریسک حمل و تحویل بر عهده چه کسی است؟
- در صورت تغییر شرایط چه اتفاقی رخ میدهد؟
قواعد متحدالشکل و اصول بینالمللی دقیقاً در جهت کاهش این عدم قطعیت شکل گرفتهاند. UNCITRAL نیز هدف CISG را ایجاد نظامی مدرن، متحدالشکل و منصفانه برای بیع بینالمللی کالا و افزایش اطمینان در مبادلات تجاری میداند.
نتیجهگیری
قراردادهای تجاری بینالمللی ستون اصلی بسیاری از مبادلات اقتصادی فرامرزی هستند.
این قراردادها بسته به موضوع معامله میتوانند در قالب بیع بینالمللی کالا، ارائه خدمات، نمایندگی، توزیع، فرانشیز، لیسانس و انتقال فناوری، سرمایهگذاری مشترک، پیمانکاری، حملونقل، تأمین بلندمدت یا قراردادهای الکترونیکی تنظیم شوند.
هیچیک از این قراردادها را نمیتوان صرفاً با ترجمه یک نمونه قرارداد داخلی تنظیم کرد؛ زیرا وجود عنصر بینالمللی، مسائل متعددی مانند قانون حاکم، صلاحیت قضایی، داوری، مقررات ارزی، گمرکی، صادرات و واردات، تحریمها، زبان قرارداد، انتقال ریسک و اجرای تعهدات در کشورهای مختلف را مطرح میکند.
در قراردادهای فروش بینالمللی کالا، CISG یکی از مهمترین اسناد حقوقی بینالمللی است و در مواردی که شرایط اعمال آن فراهم باشد، چارچوب متحدالشکلی برای بسیاری از مسائل بیع فراهم میکند.
از سوی دیگر، Incoterms® 2020 نقش مهمی در تعیین تعهدات، هزینهها و ریسکهای مرتبط با تحویل کالا دارد؛ اما نباید آن را با قانون حاکم بر قرارداد یا خود قرارداد فروش اشتباه گرفت.
اصول یونیدروا و اصول لاهه نیز ابزارهای مهمی برای افزایش هماهنگی و پیشبینیپذیری در روابط قراردادی بینالمللی هستند.
اصول یونیدروا مجموعهای از قواعد عمومی قراردادهای تجاری بینالمللی ارائه میکند و اصول لاهه بر اهمیت انتخاب قانون حاکم توسط طرفین تأکید دارد.
در نهایت، کیفیت یک قرارداد بینالمللی صرفاً به تعداد مواد و صفحات آن بستگی ندارد.
یک قرارداد مناسب قراردادی است که موضوع معامله را دقیق تعریف کند، تعهدات طرفین را روشن سازد، ریسکها را بهدرستی توزیع کند، قانون حاکم و شیوه حل اختلاف را مشخص کند و برای شرایط احتمالی آینده راهکار قابل اجرا داشته باشد.
به همین دلیل، پیش از امضای قرارداد تجاری بینالمللی باید علاوه بر بررسی متن قرارداد، قوانین کشورهای مرتبط، مقررات آمره، وضعیت طرف مقابل، الزامات تجاری و مالی و قابلیت اجرای حقوق و تعهدات نیز بررسی شود.
در معاملات مهم، استفاده از مشاوره حقوقی متخصص در حقوق تجارت بینالملل میتواند نقش مهمی در شناسایی ریسکها و جلوگیری از اختلافات پرهزینه آینده داشته باشد.




