هدر بالا
امروز: یکشنبه, ۲۱ تیر ۱۴۰۵ | ۲۷ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. مقالات اقتصادی و صنعتی
دوشنبه, ۰۸ مرداد ۱۴۰۳ ۱۳:۴۳
زمان مطالعه: 11 دقیقه
دونالد جی. هریس با تألیفات برجسته‌ای همچون Capital Accumulation and Income Distribution (1978) به بررسی عمیق ساختارهای سرمایه‌داری، نابرابری درآمد و فرایند انباشت سرمایه پرداخت

مقدمه

دونالد جی. هریس، اقتصاددان برجسته با گرایش‌های پست‌کینزی و مکتب مارکسیستی، اولین استاد سیاه‌پوست دارای درجه‌ی استادی دائمی یا تنور (tenure) در دانشکده اقتصاد دانشگاه استنفورد بود.

او به پژوهش درباره انباشت سرمایه، توزیع نابرابر درآمد و توسعه اقتصادی پرداخته و نقدی جدی بر نظریات نئوکلاسیک ارائه کرده است؛ نقدهایی که در کتاب او، Capital Accumulation and Income Distribution، به اوج می‌رسد.

وی در دهه ۱۹۸۰ و پس از آن، تمرکز عملی خود را به مسائل اقتصاد توسعه اختصاص داد و به ویژه در تدوین استراتژی رشد جامائیکا نقش مهمی ایفا کرد؛ استراتژی‌ای که ترکیبی از کاهش کسری بودجه، جذب سرمایه‌گذاری خارجی، تقویت زیرساخت‌ها و رشد صادرات را در بر می‌گرفت .

کامالا هریس، سناتور و معاون رئیس‌جمهور سابق آمریکا و نامزد انتخابات ریاست جمهوری 2024 این کشور از حزب دموکرات در رشته اقتصاد دانشگاه هاوارد تحصیل کرده و به‌ صورت مستمر از اصول عدالت اقتصادی، توزیع منابع و حمایت از کسب‌ و کارهای اقلیت دفاع کرده است.

او خود را یک سرمایه‌دار عمل‌گرا معرفی می‌کند که با شعار «اقتصاد فرصت‌ها»، درصدد کاهش شکاف درآمدی و فراهم آوردن فرصت برابر برای همه اقشار جامعه است. این قرابت فکری به ویژه در توجه او به نقش دولت در حمایت از زیرساخت، آموزش و کارآفرینی مشاهده می‌شود، موضوعاتی که از محورهای اصلی نظریات پدرش نیز بودند.

تأکید مشترک بر برابری اجتماعی و توزیع ثروت

دونالد جی. هریس با تألیفات برجسته‌ای همچون Capital Accumulation and Income Distribution (1978)، به بررسی عمیق ساختارهای سرمایه‌داری، نابرابری درآمد و فرایند انباشت سرمایه پرداخت.

وی با استفاده از مدل‌های ریاضی و تاکید بر تأثیر قدرت و مناسبات طبقاتی، نشان داد که تمرکز شدید ثروت در دست اقلیت ثروتمند، نه تنها نابرابری اجتماعی را تشدید می‌کند، بلکه می‌تواند موجب ناپایداری اقتصادی شود . مطالب او از این جهت مهم‌اند که به‌صورت نظری و تحلیلی نشان می‌دهند چرا توزیع ناعادلانه منابع در سرمایه‌داری منجر به مشکلاتی مثل کم‌کاری اقتصادی، بحران سرمایه‌ها و اختلال در رشد پایدار می‌شود.

در نقطه مقابل، کامالا هریس در قامت سناتور و معاون رئیس‌جمهور آمریکا، بر پایه این بینش‌ها، برنامه‌های اقتصادی خود را تدوین کرده است که هدف اصلی‌شان کاهش نابرابری درآمدی و تقویت عدالت اجتماعی است. تحلیل غیرحزبی سازمان ITEP نشان داد طرح مالیاتی او برای سال ۲۰۲۶، میانگین مالیاتی را برای یک درصد ثروتمند جامعه افزایش می‌دهد (۴.۱٪ درآمد آنها) و در عین حال اقشار دیگر درآمدی را مشمول کاهش مالیات می‌کند؛ به ‌ویژه قشرهایی میان‌درآمد (۲.۷٪ کاهش) و کم‌درآمد (۷٪ کاهش در مالیات) .

سازمان ITEP یا Institute on Taxation and Economic Policy (مؤسسه مالیات و سیاست اقتصادی)، یک مؤسسه پژوهشی غیرانتفاعی و مستقل در ایالات متحده است که بر تحلیل سیاست‌های مالیاتی در سطح فدرال، ایالتی و محلی تمرکز دارد.

علاوه‌بر این، طبق گزارش Penn Wharton Budget Model، طرح ترکیبی مالیات‌ها و هزینه‌های او طی ۱۰ سال، مطلوب طبقات پایین و متوسط بوده و حمایت از نیازمندان تأمین اقتصادی را در صدر قرار می‌دهد؛ در حالی که اقشار پردرآمد را هدف افزایش مالیات قرار داده است 

این تهییج مالیات تصاعدی برای ثروتمندان و توزیع دوباره برای حمایت از جامعه، بازتاب مستقیمی از دغدغه‌های اقتصادی دونالد هریس درباره توزیع عادلانه منابع است.

از دیدگاه برنامه‌های گسترده‌تر، کامالا هریس برنامه‌های مستقلی همچون گسترش اعتبار مالیاتی برای کودکان، کمک اولیۀ خرید خانه، حمایت از کسب‌وکارهای اقلیت، و سرمایه‌گذاری در CDFIها را اعلام کرده که به‌ صورت آشکار تلاش در جهت بازتوزیع ثروت و افزایش فرصت‌ها برای اقشار کمتر برخوردار دارند. گزارش‌هایی نیز نشان داده‌اند که این سیاست‌ها به کاهش هزینه‌های زندگی برای خانواده‌های متوسط و کم‌درآمد، کاهش نابرابری اقتصادی و ایجاد یک «اقتصاد فرصت» منتهی می‌شوند.

CDFI مخفف عبارت Community Development Financial Institution به معنای نهاد مالی توسعه جامعه‌محور است. CDFIها نهادهای مالی‌ای هستند که به‌طور خاص برای ارائه خدمات مالی به جوامع کم‌درآمد، حاشیه‌نشین یا نادیده‌ گرفته‌ شده طراحی شده‌اند. این نهادها بر خلاف بانک‌های تجاری که معمولاً سودمحورند، مأموریت اجتماعی دارند: تقویت عدالت اقتصادی، کاهش نابرابری و ایجاد فرصت‌های مالی برای همه.

در عین حال، چنین رویکردی با چالش‌هایی همراه است؛ برخی تحلیلگران هشدار داده‌اند که افزایش کسری بودجه و احتمال کاهش رشد اقتصادی بلندمدت، می‌تواند آثار جانبی منفی به‌همراه داشته باشد — اگر اجرای دقیق، هدفمند و همراه با اصلاحات ساختاری نباشد.

 اما آنچه روشن است این است که محور اصلی فکری دونالد هریس یعنی نگاه به نابرابری اقتصادی به‌ عنوان یک نقص بنیادی در نظام سرمایه‌داری، به‌وضوح در سیاست‌های اقتصادی کامالا هریس بازتولید شده است؛ سیاست‌هایی که بینش چند بعدی پدر را در حوزه عدالت و توزیع ثروت بازخوانی و به عرصه اجرایی می‌آورند.

این تحلیل تاکید دارد که گرچه اقدامات کامالا هریس نسخه‌ای دقیق از نظریات پدرش نیستند، اما در چارچوب فلسفی مشترکی پیش می‌روند که مرکز آن بازتوزیع عادلانه ثروت و کاهش شکاف اقتصادی است.

نقش پدر در اقتصاد سیاسی کامالا هریس: میراث فکری دونالد جی. هریس

الگوی تلفیقی دولت و بازار در الگوهای توسعه 

دونالد جی. هریس، اقتصاددانی با گرایش‌های پست‌کینزی و مارکسیستی، در آثار دانشگاهی خود به‌ویژه در حوزه اقتصاد توسعه، بر ضرورت ایفای نقش فعال دولت در کنار مکانیسم بازار تأکید داشته است. دیدگاه‌های او در زمینه نابرابری، ساختارهای نهادی، و تئوری انباشت سرمایه، به‌ویژه در زمینه اقتصاد کشورهای در حال توسعه، الگویی ارائه می‌دهند که در آن دولت به‌مثابه موتور توسعه و تنظیم‌گر ساختارهای بازار عمل می‌کند .

هرچند دونالد هریس به‌ طور مستقیم در تدوین سند «استراتژی رشد ملی جامائیکا» (Growth Inducement Strategy 2011–2020) نقشی نداشت، اما در دهه‌های پیشین در گفتمان اقتصاد توسعه این کشور فعال بود و تحلیل‌های او بر مسائل عدالت اجتماعی، سیاست زمین، و نقش دولت در فرآیندهای توسعه تأکید داشت . این دیدگاه‌ها، از جمله در نوشتارهایی که بر اهمیت برنامه‌ریزی متمرکز دولتی، بازتوزیع منابع و اصلاح نهادی تأکید دارند، در بستر سیاست‌گذاری کشورهای کارائیب بازتاب داشته‌اند.

دونالد هریس در آثار دانشگاهی‌اش، به‌ ویژه در زمینه اقتصاد توسعه، تأکید داشت که کشورهای در حال توسعه—از جمله کشورهای کارائیب مانند جامائیکا—نمی‌توانند صرفاً با تکیه بر بازار آزاد به توسعه پایدار دست یابند. او معتقد بود که ساختارهای نهادی ضعیف، تمرکز نابرابر مالکیت منابع، و وابستگی به سرمایه خارجی، مانع رشد فراگیر و عدالت‌محور می‌شوند. از این‌رو، پیشنهاد می‌کرد که دولت‌ها باید با برنامه‌ریزی متمرکز و سیاست‌گذاری فعال، فرآیند توسعه را هدایت کنند؛ به‌ویژه در حوزه‌هایی مانند آموزش، بهداشت، زیرساخت و دسترسی به زمین.

در مقاله‌ها و سخنرانی‌های او، تأکید بر بازتوزیع منابع—چه از طریق اصلاحات مالیاتی، چه از طریق مالکیت دولتی یا عمومی بر منابع کلیدی—جایگاه مهمی دارد. این بازتوزیع را او شرط ضروری برای دموکراسی اقتصادی و کاهش نابرابری تاریخی در کشورهایی می‌دانست که میراث استعمار و برده‌داری در آن‌ها هنوز بر ساختارهای اجتماعی و اقتصادی سایه انداخته است.

از منظر اصلاح نهادی نیز، هریس بر این باور بود که توسعه نیازمند نهادهایی است که بتوانند به‌صورت باثبات، پاسخ‌گو و برابر عمل کنند—نهادهایی که نه تنها توان سیاست‌گذاری داشته باشند، بلکه بتوانند منافع اقشار فرودست و حاشیه‌نشین را نیز نمایندگی و حمایت کنند.

اگرچه خود او مستقیماً در سیاست‌گذاری‌های کلان نقش نداشت، اما این دیدگاه‌ها در مباحث سیاستی منطقه کارائیب، به‌ ویژه در دوره‌هایی که تمرکز بر عدالت اجتماعی و خوداتکایی اقتصادی افزایش یافته بود (مثل دهه ۷۰ در جامائیکا)، تأثیر گذاشت. به‌طور خاص، در فضای فکری پیرامون برنامه‌های دولت‌هایی چون مایکل منلی (نخست‌وزیر سوسیالیست جامائیکا)، رگه‌هایی از چنین تحلیل‌هایی دیده می‌شود—از جمله در تأکید بر مالکیت ملی، آموزش عمومی، و اصلاحات مالیاتی پیش‌رونده.

کامالا هریس در مقام سیاستمدار، این نگرش ترکیبی را با اقتضائات اقتصادی آمریکا تطبیق داده است. او از سرمایه‌گذاری‌های دولتی کلان در زیرساخت، انرژی پاک، تولید داخلی و توسعه دیجیتال حمایت می‌کند—رویکردی که در قوانین بزرگی چون Bipartisan Infrastructure Law، Inflation Reduction Act و CHIPS and Science Act به‌چشم می‌خورد . در این مدل، دولت نه‌ فقط تنظیم‌گر، بلکه سرمایه‌گذار مستقیم در توسعه‌ی اقتصادی و تضمین‌کننده دسترسی عادلانه به منابع است.

کامالا هریس همچنین از گسترش دسترسی به سرمایه برای کسب‌ و کارهای کوچک، کارآفرینان اقلیت و نهادهای مالی جامعه‌محور (CDFIها) پشتیبانی می‌کند. این سیاست‌ها عملاً به‌ دنبال ساختن زیرساخت‌های اقتصادی مشارکتی‌اند که در آن هم دولت و هم بازار، نقش مکمل دارند.

این تلفیق اندیشه‌ی اقتصاد هدایت‌شده و کارآفرینی بازارمحور، بازتابی است از همان مدل تحلیلی که دونالد هریس در فضای دانشگاهی دنبال می‌کرد: اقتصادی که در آن سیاست‌گذاری عمومی و مشارکت بخش خصوصی، در خدمت توسعه‌ی پایدار و عدالت اقتصادی قرار گیرد.

نقش فرهنگی و منشأ جغرافیایی در شکل‌گیری سیاست‌گذاری

یکی از برجسته‌ترین جنبه‌های اثرگذاری دونالد جی. هریس بر کامالا، انتقال حساسیت فرهنگی و هویتی است. دونالد زمانی که دخترش را به سفرهای تابستانی به جامائیکا می‌برد، تلاش می‌کرد از طریق روایت‌های ناشی از تجربه شخصی‌اش، او را با تضاد میان فقر شدید و ثروت کلان در جامعه‌ای پسااستعماری آشنا کند. او در مقاله‌ای با عنوان "Reflections of a Jamaican Father" که در سال ۲۰۱۸ منتشر شد، به شرح تاثیر فرهنگ و ریشه‌های جامائیکایی خود بر دیدگاه اجتماعی دخترش کامالا می‌پردازد و اشاره می کند: «کامالا اولین نفری بود که این آگاهی عمیق اجتماعی را در او کاشتم».

علاوه‌ بر تجربیات در جامائیکا، دوران کودکی او در پالو آلتو و بعدها در مونترال نیز نقش مهمی داشت. زندگی در محیط چند فرهنگی همراه با مادر هندی‌تبارش و حضور در فضای دانشگاهی شبیه استنفورد و برکلی، باعث شد کامالا با هویت چندگانه و دغدغه‌های گوناگون عدالت اقتصادی و نژادی تربیت شود. این ترکیب فرهنگی، در بسیاری از سخنرانی‌ها و برنامه‌هایش مانند «اقتصاد فرصت‌ها» یا طرح افزایش سرمایه‌گذاری در جوامع کم‌درآمد مشهود است .

در بسیاری از مصاحبه‌ها، کامالا با افتخار از تجربیات کودکی‌اش می‌گوید، از زندگی تابستانه در کانادا تا سفرهای جامائیکایی.

واشنگتن پست می‌نویسد که دوران بین‌المللی او (از ایالات متحده تا کانادا و جامائیکا) باعث شده «او ریشه‌های مشترک فرهنگی متعدد داشته باشد و بفهمد برخاسته از چه محیط‌هایی است» .

این ادراک هویتی مستقیماً در سبک سیاست‌گذاری او مشاهده می‌شود: تمرکز بر توسعه اقتصادی - فرهنگی، حمایت از کسب‌ و کارهای کوچک اقلیت، تاکید بر عدالت نژادی - اقتصادی، و در نهایت، توانمندسازی بخش‌هایی که در ساختارهای حاکم کمتر صدای خود را دارند. این رویکرد، بازتاب مستقیم تفکر پدر است که ترکیبی از آگاهی طبقاتی و فرهنگی را پایه سیاست‌گذاری تعریف می‌کند.

نتیجه گیری

کامالا هریس در سیاست‌گذاری‌های اقتصادی خود تحت‌ تأثیر عمیق پدرش، دونالد جی. هریس، قرار دارد. پدری که بر نقش دولت در کاهش نابرابری و تقویت عدالت اجتماعی تأکید می‌کرد. هرچند او در جامائیکا رشد کرد و کامالا در آمریکا، اما ارزش‌های مشترکی چون اهمیت فرصت برابر، عدالت اقتصادی، و هویت فرهنگی در هر دو شکل گرفته است.

سیاست‌های امروزی کامالا مانند حمایت از کسب‌ و کارهای اقلیت، سرمایه‌گذاری دولتی در زیرساخت، و تقویت نهادهای محلی، بازتاب همان باورهاست. نتیجه آن، الگویی است که ترکیبی از ریشه فرهنگی، تجربه شخصی و نگاه علمی به توسعه را در خود دارد.

 

کد خبر 13505

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید