مقدمه
کاهش نرخ باروری در دهههای اخیر به یکی از جدیترین چالشهای جمعیتی و اقتصادی جهان تبدیل شده است. برخلاف گذشته که بیماریها و بحرانهای همهگیر مانند مرگ سیاه (طاعون) در قرن چهاردهم عامل اصلی کاهش جمعیت بودند، امروز این روند ناشی از تغییرات عمیق اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است.
کاهش نرخ باروری جهانی؛ هشدار تازه لنست
بر اساس پژوهش جدیدی که در مجله معتبر The Lancet منتشر شده، نرخ باروری در بیشتر کشورهای جهان در سالهای اخیر به زیر سطح جایگزینی رسیده است؛ سطحی که برای حفظ جمعیت نیاز است و هر زن بهطور متوسط ۲.۱ فرزند داشته باشد. اما اکنون بیش از نیمی از کشورها بهطور قابل توجهی پایینتر از این حد قرار دارند.
ناتالیا وی باتاچارجی، از نویسندگان اصلی این گزارش، تأکید میکند که «پیامدهای این وضعیت بسیار گسترده و تعیینکننده خواهد بود»؛ بهویژه برای اروپای غربی که هماکنون با چالشهای سیاسی و اجتماعی ناشی از مهاجرت روبهرو است.
طبق این گزارش، روندهای کنونی نه تنها ساختار جمعیتی، بلکه اقتصاد جهانی و حتی توازن قدرت بینالمللی را تغییر خواهند داد و کشورها را وادار به بازنگری در سیاستهای داخلی و خارجی میکنند.
چرا نرخ زاد و ولد در جهان کاهش یافته است؟
۱. مشارکت گستردهتر زنان در بازار کار
با رشد اقتصادها و افزایش فرصتهای شغلی، زنان بیشتری وارد بازار کار شدهاند. این امر از یک سو به بهبود سطح رفاه اجتماعی کمک کرده و از سوی دیگر، باعث تعویق ازدواج و بارداری یا کاهش تمایل به داشتن فرزند شده است.
۲. دسترسی وسیع به روشهای پیشگیری از بارداری
پیشرفت پزشکی و سهولت استفاده از ابزارهای پیشگیری، آزادی انتخاب بیشتری در برنامهریزی خانوادگی ایجاد کرده است. این مسئله بهطور مستقیم میانگین تعداد فرزندان را کاهش داده است.
۳. کاهش مرگومیر کودکان
در گذشته، به دلیل احتمال بالای مرگومیر نوزادان، خانوادهها فرزندان بیشتری به دنیا میآوردند. اما امروز با ارتقای سطح بهداشت، نیازی به فرزندآوری زیاد برای «حفظ نسل» وجود ندارد.
۴. سبک زندگی مدرن و افزایش هزینههای فرزندآوری
هزینههای بالا برای آموزش، سلامت و مسکن نیز خانوادهها را به سمت داشتن فرزند کمتر سوق میدهد.

پیامدهای کاهش جمعیت بر غرب؛ آیندهای پرچالش
پیشبینیهای لنست نشان میدهد که در کشورهایی مانند بریتانیا، نرخ باروری از ۱.۴۹ در سال ۲۰۲۱ به ۱.۳۸ در سال ۲۰۵۰ و سپس به ۱.۳ در پایان قرن خواهد رسید. این یعنی بریتانیا برای حفظ جمعیت فعلی خود که حدود ۶۸ میلیون نفر است، ناچار خواهد شد بهطور مستمر از مهاجرت بهره ببرد.
پیری سریع جمعیت
از آنجا که افراد طولانیتر زندگی میکنند و کودکان کمتری به دنیا میآیند، کشورهای غربی با جمعیت سالخورده و کاهش نیروی کار روبهرو خواهند شد. این موضوع:
1- هزینههای سلامت و بازنشستگی را بالا میبرد
2- رشد اقتصادی را کاهش میدهد
3- نسبت وابستگی سالمندان به جوانان را افزایش میدهد
پیشبینی میشود که در سال ۲۱۰۰ از هر دو نوزادی که در جهان به دنیا میآید، یک نفر در آفریقای جنوب صحرا باشد. کشورهای پردرآمد اما با کمبود شدید نیروی کار مواجه خواهند شد.
آیا راهحل «مرزهای باز» است؟
کارشناسان معتقدند تنها راه پایدار برای حفظ رشد اقتصادی در کشورهای پیر، افزایش مهاجرت از مناطق جوانتر جهان است.
به گفته باتاچارجی، «کشورهای آفریقای جنوب صحرا از یک سرمایه انسانی حیاتی برخوردارند که جوامع سالخورده فاقد آن هستند؛ یعنی جمعیت جوان.»
با این حال، سیاستهای مهاجرتی در غرب روزبهروز سختگیرانهتر میشود:
1- بریتانیا در تلاش است سیاستهای محدودکنندهتری اعمال کند و حتی طرح بحثبرانگیز انتقال پناهجویان به رواندا را پیش میبرد.
2- فرانسه با وجود مخالفت دادگاه قانون اساسی، همچنان در مسیر تصویب قوانین سختگیرانه مهاجرتی گام برمیدارد.
این تناقض میان نیاز اقتصادی و فشار سیاسی، آینده سیاست مهاجرت در اروپا را پیچیدهتر کرده است.

چرا راست افراطی نگران کاهش نرخ زاد و ولد است؟
کاهش باروری مدتهاست که به سوژهای برای گروههای راست افراطی تبدیل شده است. این جریانها به نظریه توطئهای به نام «جایگزینی بزرگ» استناد میکنند؛ نظریهای که نخستین بار توسط رنو کامو مطرح شد و ادعا میکند که جمعیت سفیدپوست اروپا در حال «جایگزین شدن» توسط مهاجران است.
اگرچه این نظریه فاقد پایه علمی است، اما تأثیر اجتماعی و سیاسی گستردهای در کشورهای اروپایی گذاشته و حتی سیاستمدارانی مانند ویکتور اوربان در مجارستان از آن برای توجیه برنامههای افزایش جمعیت بومی استفاده کردهاند.
اوربان در سال ۲۰۱۹ مجموعهای از سیاستهای تشویقی مانند یارانه مسکن برای خانوادههای پرجمعیت معرفی کرد تا نرخ زاد و ولد را افزایش دهد، اما در عین حال مهاجرت را تهدیدی برای «هویت اروپایی» معرفی کرد.
جمعبندی
جهان در آستانه یک تحول جمعیتی بیسابقه قرار دارد؛ تحولی که نه بهدلیل بیماریهای فراگیر، بلکه بهواسطه تغییرات اجتماعی و اقتصادی رخ میدهد. کاهش نرخ باروری میتواند:
1- ساختار اقتصاد جهانی را دگرگون کند
2- جغرافیای قدرت را تغییر دهد
3- غرب را ناچار به بازنگری سیاستهای مهاجرتی کند
4- و کشورهای درحالتوسعه را به بازیگران کلیدی آینده تبدیل سازد
چالش اصلی این است که آیا دولتها میتوانند میان فشار سیاسی، دغدغههای فرهنگی و نیاز اقتصادی تعادل برقرار کنند یا خیر. آینده جمعیت جهان به تصمیمات امروز بستگی دارد؛ تصمیماتی که اگر هوشمندانه نباشند، ممکن است با بحرانهای عمیقتری در دهههای آینده روبهرو شویم.




