هدر بالا
امروز: دوشنبه, ۲۲ تیر ۱۴۰۵ | ۲۸ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۳ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. مقالات اقتصادی و صنعتی
دوشنبه, ۲۵ مهر ۱۴۰۱ ۱۰:۳۹
زمان مطالعه: 7 دقیقه

پیوستن بلاروس به جنگ اوکراین حتی برای پوتین می‌تواند خطرناک باشد
 

در هشت ماه گذشته، بلاروس توانسته است از دخالت مستقیم در جنگ اوکراین دوری کند، اگرچه به عنوان سکوی پرشی برای تهاجم تمام عیار روسیه به همسایه خود عمل کرده است. در فوریه، نیروهای روسی گام نظامی ناموفق خود را از خاک بلاروس به سمت کیف آغاز کردند.

مینسک همچنین پشتیبانی لجستیکی، خطوط تدارکاتی، مراقبت‌های پزشکی برای سربازان و فرودگاه‌های روسیه برای انجام حملات هوایی به اوکراین ارائه کرده است. همچنین گزارش هایی مبنی بر ارسال محموله های تانک و مهمات بلاروسی به دونباس و کریمه اشغالی منتشر شده است.

اما در اوایل ماه جاری، الکساندر لوکاشنکو، رئیس جمهور بلاروس، اشاره کرد که کشورش ممکن است به جنگ روسیه و اوکراین بپیوندد. در 10 اکتبر، رهبر بلاروس در پاسخ به ادعای حمله از سوی اوکراین، استقرار یک "گروه نظامی مشترک بلاروس و روسیه" را اعلام کرد. این گام نشان دهنده تشدید نقش بلاروس در جنگ تا به امروز است.

این نشان می‌دهد که لوکاشنکو در حال آماده‌سازی افکار عمومی بلاروس است که از آغاز درگیری شدیداً علیه استقرار نیروهای مسلح بلاروس برای جنگ در اوکراین ایستاده‌اند و در عین حال به دنبال توجیهی رسمی هرچند غیرواقعی برای دخالت بیشتر بلاروس در درگیری هستند.

با این حال، دخالت مستقیم در جنگ ممکن است برای رژیم مینسک و حتی برای خود کرملین بسیار خطرناک باشد و ممکن است انجام آن بسیار دشوار باشد.

الحاق اخیر روسیه به چهار منطقه اوکراینی، فضای لوکاشنکو را برای مانور در برابر درخواست‌های روسیه برای کمک به تلاش‌های جنگی فشرده کرده است. کرملین اکنون می تواند به طور مؤثر ادعا کند که ضد حمله اوکراین در مناطق اشغالی دونباس و خرسون، حملاتی علیه اتحادیه روسیه و بلاروس است که توافقی بین دو کشور که یکپارچگی سیاسی و اقتصادی نزدیک را پیش بینی می کند. 

دکترین نظامی مشترک این اتحاد، که لوکاشنکو تحت فشار کرملین در نوامبر گذشته امضا کرد، بیان می‌کند که هرگونه اقدام نظامی علیه یکی از اعضای آن، حمله به کل کشور اتحادیه است. گروه نظامی مشترک بلاروس و روسیه بخشی از سیاست دفاع مشترک اتحادیه است. لوکاشنکو با اعلام استقرار خود، عملاً اعلام کرد که بلاروس در "وضعیت پیش از جنگ" قرار دارد.

مشخص نیست که این دقیقاً چه چیزی می تواند از نظر نظامی داشته باشد و این نیرو چقدر بزرگ خواهد بود. اما استقرار سریع که لوکاشنکو به آن اشاره کرد، معمولاً شامل افزایش تعداد نیروها، تشدید فعالیت‌های اطلاعاتی، راه‌اندازی سیستم‌های ارتباطی و عملیاتی، و تقویت آمادگی رزمی و موارد دیگر است. همچنین ممکن است منجر به بسیج نسبی نیروهای ذخیره و حالت آماده باش رزمی نیروهای دفاع سرزمینی شود که در سال های اخیر در تمرینات مکرر در خاک بلاروس شرکت کرده اند.

در حال حاضر، ارتش بلاروس حدود 65000 سرباز دارد که حدود 20000 نفر از آنها کارکنان پشتیبانی و کادت هستند. یعنی حدود 45000 نیروی منظم. اما با توجه به اینکه در زمان صلح تنها بخشی از نیروهای موجود در حال خدمت هستند، آمادگی رزمی آنها ممکن است چندان بالا نباشد.

با این حال، طبق گزارش رسانه‌ها، بسیج مخفیانه، تحت پوشش آزمایش توانایی‌ها و آمادگی نظامی نیروها آغاز شده است. در این مرحله، ممکن است کارکنان پشتیبانی و مردان را در شهرهای کوچک و روستاها مورد هدف قرار دهد. طبق گزارش ها، سربازان بلاروس از سفر به خارج از کشور منع شده اند.

استقرار نیروهای بلاروس در اوکراین

ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، اهرم کافی برای تحت فشار قرار دادن لوکاشنکو برای اعزام نیروهای بلاروس به میدان جنگ را دارد. سوال این است که آیا انجام آن معقول است؟

سرنوشت سیاسی رهبر بلاروس از زمان انتخابات تقلبی ریاست جمهوری 2020 در دستان کرملین بوده است، زمانی که حمایت آن به حفظ رژیم وی و سرکوب اعتراضات ضد دولتی توده ای کمک کرد. 

پوتین همچنین می تواند برای ایجاد یک فرماندهی نظامی مشترک بلاروس و روسیه فشار بیاورد - چیزی که بلاروس قبلا هرگز با آن موافقت نکرده است. اگر این اتفاق بیفتد، بلاروس فقط روی کاغذ، به ویژه تا آنجا که به استقرار نیروهای بلاروس در آن سوی مرز مربوط می‌شود، در تصمیم‌گیری‌ها حرفی برای گفتن خواهد داشت و در عمل، احتمالاً تصمیمات توسط ژنرال های روسی گرفته می شود.

اما مشخص نیست که سربازان بلاروس که فاقد تجربه جنگی هستند چقدر می توانند برای روسیه مفید باشند. آنها نه تنها از نظر تعداد کم خواهند بود، بلکه احتمالاً از نظر روحی نیز ضعیف خواهند بود، که می تواند آنها را بیشتر به یک بدهی تبدیل کند تا دارایی.

خود روسیه همچنین فاقد تعداد زیادی از نیروهای آموزش دیده و مجهز برای گشودن یک خط مقدم جدید در امتداد مرز بلاروس است که اوکراین از سمت خود اکنون آن را مستحکم و مین گذاری کرده و پل های آن را منفجر کرده است.

کارشناسان نظامی اوکراین همچنین هشدار داده اند که اوکراین ممکن است در صورت مشاهده نیروهای مسلح در حال حرکت از بلاروس، حمله پیشگیرانه انجام دهد و اهداف آن می تواند شامل زیرساخت های حیاتی بلاروس باشد. این امر همچنین لوکاشنکو را از عبور نیروهایش از مرز باز می دارد.

در شرایطی که ساختارهای جامعه مدنی در بلاروس سرکوب شده و معترضان و رهبران اپوزیسیون در زندان یا خارج از کشور هستند، احتمال ناآرامی مردمی فوری، اگر لوکاشنکو بسیج را اعلام کند یا نیروهای بلاروسی را برای جنگ در اوکراین بفرستد، ممکن است اندک باشد. با این حال، همچنان خطرات سیاسی بالایی برای لوکاشنکو به همراه خواهد داشت. جنگ روسیه در اوکراین از همان ابتدا در میان مردم بلاروس بسیار منفور بوده است. بر اساس نظرسنجی اخیر Chatham House، تنها 9 درصد از پاسخ دهندگان از اعزام نیروهای بلاروس به اوکراین حمایت می کنند.

انجام این کار می تواند سطح پایین حمایت عمومی لوکاشنکو را کاهش دهد و رژیم او را بی ثبات کند. فرستادن نیروها به مرز یا برای جنگ در اوکراین باعث می شود رئیس جمهور بلاروس هیچ ارتش آموزش دیده و مجهزی در مینسک برای محافظت از او نداشته باشد.  تعدادی از واحدهای ارتش بلاروس باید در سال 2020 بسیج می شدند تا به سرکوب اعتراضات توده ای کمک کنند.

اپوزیسیون بلاروس می تواند از این موضوع به نفع خود استفاده کند. برخی از نیروهای اپوزیسیون در حال حاضر علاقه کمتری برای مقاومت مسالمت آمیز نشان داده اند، پس از اینکه اعتراضات غیرنظامی نتوانستند تغییرات سیاسی ایجاد کنند. در کابینه انتقالی متحد که به تازگی ایجاد شده است، اعضای سرویس های امنیتی و دادستانی بلاروس که فرار کرده اند، دو سمت را به عهده گرفته اند. آنها اکنون در حال ایجاد شبکه ای از داوطلبان آماده برای قیام توده ای علیه رژیم لوکاشنکو و "اشغال روسیه" هستند.

جدای از آن، به گفته اسویاتلانا تسیخانوسکایا، رهبر مخالفان، 1500 بلاروس در کنار ارتش اوکراین می جنگند و تعداد بیشتری برای پیوستن به آن آموزش می بینند. 

اگر لوکاشنکو نیروها را بسیج کند و به اوکراین بفرستد، غرب قطعا تحریم های شدیدتری را اعمال خواهد کرد که به اقتصاد بلاروس آسیب می رساند. این، همراه با عدم محبوبیت رئیس‌جمهور، تشویق مخالفان برای جدایی نخبگان سیاسی بلاروس را آسان‌تر می‌کند و می‌تواند باعث ناآرامی‌های مردمی شود. لوکاشنکو خواستار حمایت بیشتر سیاسی، اقتصادی و امنیتی از مسکو خواهد بود که می تواند توجه پوتین را از اوکراین منحرف کند. یک خیزش مردمی در بلاروس همچنین می‌تواند برای رئیس‌جمهور روسیه بسیار خطرناک باشد، زیرا می‌تواند یکی از نزدیک‌ترین متحدان او را از بین ببرد و باعث آشفتگی سیاسی در خود روسیه شود.

به طور خلاصه، استقرار سربازان بلاروس در صحنه جنگ در اوکراین ممکن است در میدان عمل چندان مؤثر نباشد و ممکن است سقوط لوکاشنکو را تسریع بخشد - چیزی که کرملین احتمالاً از آن آگاه است و هنگام تصمیم‌گیری به آن توجه می‌کند.

 

 

 

 

 

 

کد خبر 12172

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید