
در 30 سپتامبر، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، یک سخنرانی تند و تیز به راه انداخت. پوتین به نقل از فیلسوف فاشیست ایوان ایین، خود را به عنوان قهرمانی معرفی کرد که مبارزه جهانی علیه غرب به طور کلی و هژمونی آمریکا به طور خاص را رهبری می کند. اما این سخنرانی به جای نشان دادن شروع یک درگیری عصری جدید، میزان قطع ارتباط رئیس جمهور روسیه با واقعیت را آشکار کرد.
این بیانیه قصد داشت نقطهی بالایی در موفقیت عملیات ویژه او علیه اوکراین، یعنی تلاش برای الحاق مناطق دونتسک، لوهانسک، زاپوریژیا و خرسون اوکراین را نشان دهد اما چیزی که پوتین در ماه فوریه به عنوان یک حمله رعد اسا برنامه ریزی کرد، در عوض مورد تمسخر قرار گرفت.
در حالی که وحشتهای این درگیری خندهدار نیست، اما این که پوتین نسبت به واقعیت تراژیک یک جنگ نابینا است، زمانی آشکار شد که نیروهای اوکراینی شهر لیمان در استان دونتسک را ظرف 24 ساعت پس از بیانیهاش بازپس گرفتند.
لیمن به دلیل موقعیتش به عنوان یک نقطه راه آهن از اهمیت استراتژیک برخوردار بوده است، اما اکنون اهمیتی نمادین نیز پیدا کرده است.
یک هفته بعد، انفجاری بر پل کرچ که پوتین دستور داده بود تا سرزمین اصلی روسیه را به شبه جزیره کریمه تحت اشغال روسیه متصل کند، روی داد. این پل احتمالاً پروژهای بود که کرملین بیش از هر چیز دیگری از آن برای تبلیغ رژیم اشغالگر خود استفاده کرده بود و رسانههای طرفدار کرملین قبلاً آن را غیرقابل نفوذ توصیف کرده بودند.
اینکه پوتین تا چه حد از واقعیت دور شده است با یک نکته خاص که در آخرین سخنرانی او مورد تاکید قرار گرفت آشکار شد: ادعای او مبنی بر اینکه روسیه رهبری اتهام مقاومت در برابر هژمونی ایالات متحده را بر عهده دارد و اینکه بقیه جهان طرفدار آن را انتخاب می کنند. اما برخی از کشورهایی که او احتمالاً آنها را متحد میداند - آنهایی که از تعظیم در برابر فشار ایالات متحده خودداری کرده و انتخاب منطقی برای همکاری با روسیه را انجام دادهاند - ممکن است چندان مشتاق همسویی با کرملین نباشند.
به عنوان مثال چین قدرتی که پوتین از آن حمایت میکند از تلاشهای جنگی روسیه فاصله میگیرد. این کشور هیچ علاقه ای به پیوستن به تلاش پوتین برای برهم زدن نظم مالی بین المللی جهانی، تحت سلطه دلار آمریکا که به خوبی برای پکن مناسب است ندارد و به دنبال این است که در نهایت ایالات متحده را به عنوان بازیگر مسلط جابجا کند، در حالی که پوتین امیدوار است که سیستم فعلی را به طور کامل فرو بپاشد.
و اگرچه رئیس جمهور چین شی جین پینگ نیز منتقد سرسخت قدرت ژئوپلیتیک ایالات متحده است، پکن نه تنها در رویکرد خود نسبت به درگیری در اوکراین محتاطانه عمل کرده است، بلکه از تایید موضع پوتین در مورد الحاق خاک اوکراین خودداری کرده است. در حالی که کرملین اغلب دوست دارد اختلاف آمریکا و چین بر سر تایوان را مشابه تهاجم خود به اوکراین مطرح کند، احتمال کمی وجود دارد که پکن نیز همین کار را انجام دهد، چه رسد به اینکه حاکمیت روسیه را بر سرزمینهای «الحاق شده» به رسمیت بشناسد.
رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه که مشکلات خاص خود را با غرب دارد و آنها را عامل کودتای 2016 علیه خود میداند، تاکنون از پیوستن به تحریمهای غرب علیه روسیه خودداری کرده است. اما یک روز قبل از سخنرانی پوتین، گزارش شد که بانکهای دولتی ترکیه دیگر تمایلی به استفاده از سیستم پرداخت MIR روسیه ندارند، جایگزینی برای سیستم پیامرسانی بین بانکی سوئیفت مستقر در بلژیک که اکثر بانکهای بزرگ روسیه از آن محروم شدهاند.
آنکارا ضمیمههای پوتین را نیز به صراحت رد کرده و آن را نقض فاحش قوانین بینالمللی میداند.
وضعیت مشابهی در هند نیز دیده میشود، هندی که در ماههای اخیر مایل به افزایش واردات نفت و سایر کالاهای روسیه بوده است اما طبق گزارش ها، شرکت های نفتی و دولت هند تمایلی به اتخاذ مکانیسم تجاری روبل برای واردات نفت نداشته اند. نخست وزیر نارندرا مودی همچنین در اجلاس سازمان همکاری شانگهای در 16 سپتامبر در ازبکستان مهمترین انتقاد خود را از جنگ تا به امروز مطرح کرد و گفت که "دوران امروز دوران جنگ نیست".
پس از اینکه سازمان پیمان امنیت جمعی (CSTO) به رهبری روسیه از حمایت از ایروان پس از درگیری های مرزی با آذربایجان و حملات به خاک آن خودداری کرد، پوتین حتی در خطر از دست دادن یکی از نزدیک ترین متحدان امنیتی روسیه - ارمنستان - قرار دارد. برخی از مقامات ارشد ارمنستان حتی به خروج کامل از اتحادیه اشاره کرده اند.
قاسم جومارت توکایف، رئیسجمهور قزاقستان نیز به دنبال فاصله گرفتن از پوتین بوده است، اگرچه نیروهای روسی در ژانویه امسال در کشور مداخله کردند تا به سرکوب مجموعهای از اعتراضها که به عنوان تلاش برای کودتا خوانده میشد، کمک کنند. در حالی که حدود 200000 روس طی دو هفته گذشته از فراخوان پوتین به قزاقستان فرار کرده اند، توکایف بحران در روسیه را "وضعیت ناامیدکننده" خواند. در همین حال، در بحبوحه تلاشهای روسیه برای فراخوانی کارگران مهمان از آسیای مرکزی، ازبکستان و قرقیزستان به اتباع خود نسبت به جنگیدن در درگیری هشدار دادهاند.
وحشیگریهای نظامی و سوء مدیریت اقتصادی پوتین نیز نتوانسته او را در آفریقا و خاورمیانه دوست داشته باشد، جایی که کشورها تاکنون عمدتاً از دخالت در درگیری خودداری کردهاند. اما نشانه هایی وجود دارد که نشان می دهد وحشت حملات روسیه به اوکراین این بی طرفی را به سر حد خود رسانده است.
در خاورمیانه، دو صادرکننده بزرگ انرژی، قطر و کویت، استفاده از زور برای حل و فصل اختلافات بین کشورها را محکوم کرده و خواستار احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی اوکراین شدهاند.
در آفریقا نیز انتقاداتی از تجاوز روسیه وجود دارد. در اواخر سپتامبر، نانا آکوفو آدو، رئیس جمهور غنا در سازمان ملل گفت: هر گلوله، هر بمب، هر گلوله ای که به هدفی در اوکراین اصابت کند، به جیب ما و اقتصادهای ما در آفریقا اصابت می کند.
پوتین علیرغم امیدهایش به تنهایی می جنگد. این ممکن است او را حتی خطرناک تر کند. اما این به نوبه خود فقط او را بیشتر منزوی می کند. جنگ او در اوکراین یک مبارزه تمدنی یا دورانی برای آینده نیست، اما خواسته های دیوانه یک مرد آشکار کرد، زیرا او به طور سیستماتیک و اغلب به طرز وحشیانه ای توانایی هر صدایی را در روسیه که علیه او صحبت می کند را از بین برده است. اما میل او برای ترساندن جهان به تن دادن به وحشیگری و جهان بینی هوس باز او، خیالی بیش نیست و و امید دزوغین در آن نهفته است.




