هدر بالا
امروز: یکشنبه, ۲۱ تیر ۱۴۰۵ | ۲۷ محرّم ۱۴۴۸ قمری | ۱۲ ژوئیه ۲۰۲۶ میلادی
  1. مقالات اقتصادی و صنعتی
سه شنبه, ۲۴ خرداد ۱۴۰۱ ۱۳:۴۲
زمان مطالعه: 7 دقیقه

چگونه آموزش و پرورش بر اقتصاد تأثیر می گذارد
 

چگونه سیستم آموزشی یک کشور با عملکرد اقتصادی آن ارتباط دارد؟ چرا اکثر کارگران با مدرک دانشگاهی بسیار بیشتر از کارگران بدون مدرک درآمد دارند؟ درک نحوه تعامل آموزش با اقتصاد می تواند به توضیح اینکه چرا برخی از کارگران، مشاغل و اقتصادها شکوفا می شوند در حالی که برخی دیگر دچار تزلزل می شوند کمک کند.

با افزایش عرضه نیروی کار، فشار نزولی بر نرخ دستمزد وارد می شود. اگر تقاضای کارفرمایان برای نیروی کار مطابق با عرضه نیروی کار نباشد، دستمزدها معمولاً کاهش می‌یابد.

وجود بیش از حد کارگران به ویژه برای کارمندانی که در صنایعی با موانع کم برای ورود کارکنان جدید کار می کنند مضر است - یعنی کسانی که مشاغلی دارند که به مدرک یا آموزش تخصصی نیاز ندارند.

برعکس، صنایعی که نیازهای آموزشی و تحصیلات عالی دارند، تمایل دارند به کارگران دستمزد بیشتری بپردازند. افزایش دستمزد به دلیل نیروی کار کمتری است که قادر به فعالیت در آن صنایع است و تحصیل و آموزش مورد نیاز هزینه های قابل توجهی را به همراه دارد.

چگونه آموزش برای یک ملت مفید است

جهانی شدن و تجارت بین المللی مستلزم رقابت کشورها و اقتصاد آنها با یکدیگر است. کشورهای موفق اقتصادی نسبت به سایر اقتصادها دارای مزیت های رقابتی و نسبی خواهند بود، اگرچه یک کشور به ندرت در یک صنعت خاص تخصص دارد.

یک اقتصاد توسعه یافته  شامل صنایع مختلف با مزایا و معایب رقابتی متفاوت در بازار جهانی می شود. آموزش و آموزش نیروی کار یک کشور عامل اصلی در تعیین میزان عملکرد اقتصاد کشور است.

چگونه آموزش شغلی بر اقتصاد تأثیر می گذارد

یک اقتصاد موفق دارای نیروی کاری است که قادر به راه اندازی صنایع در سطحی است که دارای مزیت رقابتی نسبت به اقتصاد سایر کشورها باشد. کشورها ممکن است از طریق معافیت‌های مالیاتی، ارائه تسهیلات برای آموزش کارگران یا انواع روش‌های دیگر که برای ایجاد نیروی کار ماهرتر طراحی شده‌اند، تشویق کنند. در حالی که بعید است که یک اقتصاد، مزیت رقابتی در همه صنایع داشته باشد، اما می تواند بر چندین صنعت تمرکز کند که در آنها متخصصان ماهر به راحتی آموزش دیده اند.

تفاوت در سطوح آموزشی عامل مهمی است که کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را از هم جدا می کند. اگر چه عوامل دیگری مانند جغرافیا و منابع موجود قطعاً در این بازی نقش دارند، اما داشتن کارگران آموزش دیده بهتر باعث سرریز در اقتصاد و اثرات خارجی مثبت می شود.

عوامل خارجی به دلیل نیروی کار آموزش دیده می تواند تأثیر مثبتی بر اقتصاد داشته باشد. به عبارت دیگر، همه شرکت ها از عامل بیرونی برخورداری از نیروی کار ماهر برای استخدام کارکنان بهره مند می شوند. در برخی موارد، نیروی کار بسیار ماهر ممکن است در یک منطقه جغرافیایی خاص متمرکز شود. در نتیجه، کسب‌وکارهای مشابه ممکن است در یک منطقه جغرافیایی به دلیل آن کارگران ماهر جمع شوند - به عنوان مثال دره سیلیکون، کالیفرنیا.

برای کارفرمایان

در حالت ایده آل، کارفرمایان کارگرانی را می خواهند که مولد باشند و نیاز به مدیریت کمتری داشته باشند. کارفرمایان هنگام تصمیم گیری در مورد پرداخت یا عدم پرداخت هزینه آموزش کارکنان باید عوامل زیادی را در نظر بگیرند، مانند:

  • آیا برنامه آموزشی بهره وری کارگران را افزایش می دهد؟
  • آیا افزایش بهره وری هزینه تمام یا بخشی از آموزش را تضمین می کند؟
  • اگر کارفرما هزینه آموزش را پرداخت کند، آیا کارمند پس از اتمام برنامه آموزشی شرکت را به مقصد رقیب ترک می کند؟
  • آیا کارگر تازه آموزش دیده می تواند دستمزد بالاتری دریافت کند؟
  • آیا کارگر افزایش قدرت چانه زنی یا اهرمی برای دستمزد بالاتر به دست خواهد آورد؟
  • اگر افزایش حقوق در نتیجه آموزش تضمین شود، آیا افزایش بهره وری و سود برای پوشش هر گونه افزایش حقوق و همچنین هزینه کلی برنامه آموزشی کافی است؟

کسب و کارها ممکن است با کارمندانی روبرو شوند که تمایلی به پذیرش آموزش ندارند. این می تواند در صنایع تحت تسلط اتحادیه ها اتفاق بیفتد، زیرا افزایش امنیت شغلی می تواند استخدام متخصصان آموزش دیده یا اخراج کارکنان کمتر آموزش دیده را دشوارتر کند. با این حال، اتحادیه ها همچنین ممکن است با کارفرمایان مذاکره کنند تا اطمینان حاصل کنند که اعضای آنها آموزش بهتری دیده اند و در نتیجه بهره وری بیشتری دارند، که احتمال جابجایی مشاغل به خارج از کشور را کاهش می دهد.

برای کارگران

کارگران با توسعه و اصلاح توانایی ها و مهارت های خود پتانسیل درآمد خود را افزایش می دهند. هرچه بیشتر در مورد عملکرد یک شغل خاص و صنعت خاص بدانند، برای یک کارفرما ارزشمندتر می شوند.

کارمندان ممکن است بخواهند تکنیک های پیشرفته یا مهارت های جدیدی را برای رقابت برای دستمزد بالاتر یاد بگیرند. معمولاً کارگران می توانند انتظار افزایش دستمزدشان را داشته باشند، اما با درصدی کمتر از افزایش بهره وری توسط کارفرمایان. کارگر هنگام تصمیم گیری برای ورود به یک برنامه آموزشی باید چندین فاکتور را در نظر بگیرد، مانند:

  • چقدر بهره وری اضافی می توانند انتظار داشته باشند؟
  • آیا برنامه آموزشی برای کارگر هزینه دارد؟
  • آیا کارگر شاهد افزایش دستمزدی خواهد بود که هزینه برنامه را تضمین کند؟
  • شرایط بازار کار برای متخصصان آموزش دیده بهتر در آن زمینه چگونه است؟
  • آیا بازار کار به میزان قابل توجهی از نیروی کار آموزش دیده در آن تخصص اشباع شده است؟

کارفرمایان ممکن است تمام یا بخشی از هزینه های آموزشی را بپردازند، اما همیشه اینطور نیست. همچنین یک کارگر ممکن است درآمد خود را از دست بدهد اگر برنامه بدون حقوق باشد و نتواند به اندازه ساعات قبلی کار کند.

برای اقتصاد

بسیاری از کشورها تأکید بیشتری بر توسعه یک سیستم آموزشی دارند که بتواند کارگرانی را تولید کند که بتوانند در صنایع جدید مانند علم و فناوری کار کنند. این تا حدی به این دلیل است که صنایع قدیمی در اقتصادهای توسعه یافته رقابتی کمتر شده اند و بنابراین احتمال تسلط بر چشم انداز صنعتی کمتر است. همچنین، جنبشی برای بهبود آموزش اولیه جمعیت با این باور رو به رشد مبنی بر اینکه همه مردم حق آموزش دارند، پدید آمده است.

وقتی اقتصاددانان از «تحصیلات» صحبت می‌کنند، تمرکز صرفاً بر روی کارگرانی که مدرک دانشگاهی می‌گیرند نیست.

با افزایش نسبت کارگران تحصیل کرده، اقتصاد یک کشور مولدتر می شود، زیرا کارگران تحصیل کرده می توانند وظایفی را که نیاز به سواد و تفکر انتقادی دارند، به طور موثرتری انجام دهند. با این حال، به دست آوردن سطح تحصیلات بالاتر نیز هزینه دارد. یک کشور مجبور نیست شبکه گسترده ای از کالج ها یا دانشگاه ها را برای بهره مندی از آموزش فراهم کند. می تواند برنامه های پایه سوادآموزی را ارائه کند و همچنان شاهد پیشرفت های اقتصادی باشد.

کشورهایی که بخش بیشتری از جمعیت آنها در مدارس تحصیل می کنند و از آنها فارغ التحصیل می شوند، رشد اقتصادی سریع تری نسبت به کشورهایی با کارگران کم سواد دارند. در نتیجه، بسیاری از کشورها بودجه ای برای آموزش ابتدایی و متوسطه برای بهبود عملکرد اقتصادی فراهم می کنند. از این نظر، آموزش سرمایه گذاری در سرمایه انسانی مشابه سرمایه گذاری در تجهیزات بهتر است.

برای مشاغل، توانایی فکری یک کارمند می تواند به عنوان یک دارایی تلقی شود. این دارایی می تواند برای ایجاد محصولات و خدمات قابل فروش استفاده شود. هر چه کارگران آموزش دیده بیشتری توسط یک شرکت به کار گرفته شوند، از نظر تئوری آن شرکت می تواند بیشتر تولید کند. اقتصادی که در آن کارفرمایان با آموزش به عنوان یک دارایی برخورد می کنند، اغلب به عنوان اقتصاد مبتنی بر دانش نامیده می شود.

مانند هر تصمیمی، سرمایه گذاری در آموزش مستلزم هزینه فرصت برای کارگر است. ساعات صرف شده در کلاس به معنای زمان کمتری برای کار و کسب درآمد است. با این حال، کارفرمایان زمانی دستمزد بیشتری می پردازند که وظایف مورد نیاز برای تکمیل یک شغل مستلزم سطح تحصیلات بالاتر باشد. به عبارت دیگر، اگرچه ممکن است درآمد یک کارمند در کوتاه مدت کمتر باشد، اما دستمزدها احتمالاً در آینده پس از تکمیل آموزش بیشتر خواهد شد.

 

کد خبر 12009

 

دیدگاه ها

شما هم می توانید نظرات خود را ثبت کنید



کد امنیتی کد جدید