
پس از سقوط کمونیسم، آلمان از مرد بیمار اروپا به قدرت اقتصادی پیشرو آن تبدیل شد که این امر تا حد زیادی با استفاده از مزایای زنجیره های تامین جهانی صورت گرفت. اما اکنون که عصر جدیدی از جهانیزدایی در حال طلوع است، آلمان باید به دقت فکر کند که چگونه باید وابستگی خود به تجارت بینالمللی را مدیریت کند.
آیا مدل اقتصادی آلمان از جنگ ولادیمیر پوتین رئیس جمهور روسیه علیه اوکراین جان سالم به در خواهد برد؟
اقتصاد آلمان پس از سقوط کمونیسم در سال 1989 متحول شد. آزادسازی تجارت با همسایگان شرقی این کشور سه اثر عمیق در داخل داشت. اول، به چانه زنی غیرمتمرکز دستمزد منجر شد. دوم، این یک اثر مسطح بر مدیریت سلسله مراتبی در شرکت های آلمانی داشت. و سوم، شبکه های تولید آلمان را به اروپای مرکزی و شرقی گسترش داد.
در اولین مورد گشایش اروپای کمونیستی سابق - جایی که هزینه های نیروی کار کمتر بود - تعادل قدرت بین اتحادیه های کارگری آلمان و فدراسیون کارفرمایان را تغییر داد. با از دست دادن قدرت چانه زنی اتحادیه، مذاکرات دستمزد از سطح ملی به سطح شرکتی تغییر یافت.
به دلیل این محدودیت ساختاری دستمزد، هزینههای کار واحد در آلمان بین سالهای 1995 تا 2012 30 درصد کاهش یافت. آلمان تنها کشور اروپایی بود که چنین کاهشهایی را تجربه کرد.
گشایش کشورهای کمونیستی سابق نیز مدیریت غیرمتمرکز را معرفی کرد. همانطور که تجارت بین المللی و رقابتی تر شد، نوآوری و تولید ایده های جدید اهمیت بیشتری پیدا کرد. برای تشویق خلاقیت بیشتر در میان کارگران، شرکتهای آلمانی قدرت تصمیمگیری را به سطوح پایینتر مدیریت واگذار کردند.
این رویکرد بسیار مؤثر بود. فرهنگ تجاری آلمان به طور فزایندهای از کیفیت حمایت میکند و توانمندسازی سطوح پایینتر مدیریت، شرکتها را بر آن داشت تا محصولات بیشتری را معرفی کنند که مشتریان از آنها استقبال میکردند. شرکت معمولی (متوسط) آلمانی که مدیریت غیرمتمرکز را پذیرفت، سهم بازار صادراتی خود را به میزان سه برابر افزایش داد، در حالی که شرکت هایی که به مدیریت متمرکز پایبند بودند، معمولاً چنین سودی را ثبت نکردند.
سرانجام، گشایش اروپای کمونیستی سابق منجر به گسترش شبکه های تولید شد که هزینه ها را کاهش داد و به آلمان کمک کرد تا با کمبود شدید مهارت مقابله کند. همسایگان شرقی آلمان مجموعه بزرگی از کارگران ماهر، به ویژه مهندسان را ارائه کردند. در سال 1998، 16 درصد از جمعیت این کشورها دارای مدرک دانشگاهی بودند، در حالی که این رقم در آلمان 15 درصد بود.
در اواخر دهه 2000، زنجیرههای تأمین بهدستآمده هزینهها را کاهش داده و بهرهوری را در شرکتهای چندملیتی آلمانی تا بیش از 20 درصد افزایش داد. آلمان از مرد بیمار اروپا در دهه 1990 به قدرت اقتصادی امروز تبدیل شد.
آیا ترتیبات اقتصادی آلمان از تهاجم روسیه به اوکراین جان سالم به در خواهند برد؟
برای پاسخ به این سوال مرور مجدد دوره پس از بحران مالی جهانی در سال 2008 مفید است. در حالی که زنجیره های تامین فراملیتی موتور اصلی جهانی شدن پس از سقوط کمونیسم، و به ویژه پس از ورود چین به سازمان تجارت جهانی در سال 2001 بودند، گسترش آن پس از سال 2008 متوقف شد.
افزایش نااطمینانی جهانی منجر به روند تسریع بازگشت مجدد به کشورهای پردرآمد از جمله آلمان شد. خطر عدم بازده نیروهای مصرف شده کلیدی، شرکتها را در کشورهای با درآمد بالا وادار کرد تا شبکههای تولید خود را مجددا ارزیابی کنند.
در حالی که بحران مالی جهانی به بیش از حد جهانی شدن پایان داد، به نظر می رسد همه گیری COVID-19 باعث جهانی شدن شده است. ویروس کرونا درجه بیسابقهای از عدم قطعیت جهانی ایجاد کرد و اثرات میراث شوک سال 2008 را تشدید کرد.
اکنون، جنگ پوتین در حال تسریع جهانیزدایی است که COVID-19 آغاز کرده است. این جنگ موجی از شوک به اقتصاد جهانی وارد کرده و عدم اطمینان جهانی را بیشتر کرده است. بدتر از آن، به نظر میرسد که تجاوز روسیه تنها یکی از مظاهر خشونتآمیز یک روند اقتدارگرایانه گستردهتر باشد.
دنیایی از خودکامگیهایی که بهطور فزایندهای قاطعانهتر هستند، به سختی برای تجارت، زنجیرههای تأمین جهانی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی مناسب هستند. اقدامات اخیر چین به ویژه نگران کننده است. چین واردات از لیتوانی را به تلافی این کشور که میزبان دفتر نمایندگی تایوان است، تحریم کرده است و پس از انتقاد مقامات استرالیایی از سنگ اندازی چین در بررسی منشاء همه گیری، تعرفه هایی را بر واردات از استرالیا وضع کرده است.
متأسفانه، تسلیح سازی تجارت بسیار رایج شده است و همراه با شوک ناشی از جنگ پوتین و ادامه بلاتکلیفی ناشی از بیماری همه گیر باعث طولانی شدن اختلال در زنجیره تامین خواهد شد. هر چه این اختلالات بیشتر طول بکشد، احتمال بیشتری وجود دارد که شرکت ها زنجیره تامین خود را به طور کلی سازماندهی کنند.
در آلمان بر اساس نظرسنجی موسسه اینفو 50درصد از شرکت های آلمانی دارای زنجیره تامین در چین اکنون در حال تجدید نظر در عملکرد خود هستند.
مدل اقتصادی آلمان هنوز نمرده است. اما وابستگی زیاد آن به تجارت بینالملل نشان میدهد که تغییر محیط اقتصادی و ژئوپلیتیک امروزی آلمان را با چالشهای بزرگتری در مقایسه با اکثر کشورهای توسعهیافته دیگر مواجه خواهد کرد. بهترین راه برای آلمان برای حفظ مدل اقتصادی پس از جنگ سرد این است که روابط تجاری خود را متنوع کند تا دیگر بیش از حد در معرض بی ثباتی در یک کشور یا منطقه خاص قرار نگیرد.






